ولنتاين ايرانی

اولين بار که اسم ولنتاين را شنيدم در ايران بود.تازه از سوئيس برگشته بودم. بچه های کلاسمون از اينکه من از اروپا اومدم و نميدونم ولنتاين اصلا چی چی هست داشتند شاخ در می آوردند! بعد نشستند و برام با آب و تاب قصه اش را تعريف کردند. من هم چون برام بی اهميت بود و رابطه اش را با خودمون درک نميکردم حتی همون روز هم يادم رفت که اصلا قصه اش چی بود!به شخصه کلا از اين فرنگی بازی ها و جلف بازی ها بدم مياد.عوضش هر سال که اسم اين روز را ميشنوم ياد قيافه ی بهت زده ی بچه های کلاس ميافتم و خنده ام ميگيره! 
 وقتی اين متن پايين را ديدم خيلی خوشم اومد و با اينکه اين ايام محرم اصلا موقع مطرح کردن اين چيزها نيست اما حيفم اومد که اين متن را اينجا نگذارم چرا که خيلی زيبا مساله ی اين تقليدهای کورکورانه را شرح داده.واقعا وقتی ما فرهنگ خودمون هيچی کم نداره چه دليلی داره که کارهای بقيه را تقليد کنيم؟ 

چند سالي است حوالي 26 بهمن ماه (14 فوريه) كه مي شود هياهو و هيجان را در خيابان ها مي بينيم. مغازه هاي اجناس كادوئي لوكس و فانتزي غلغله مي شود. همه جا اسم والنتاین به گوش می خورد...
...اما كمتر كسي است كه بداند در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق بوده است! جالب است بدانيد كه اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با 29 بهمن، يعني تنها 3 روز پس از والنتاين فرنگ
ي! اين روز "سپندار مذگان" يا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است كه در ايران باستان...
ادامه ی مطلب
«برگرفته شده از سايت زنده رود »

در ضمن اين ايام را تسليت ميگم و از همتون حسابی التماس دعا دارم.

 

  
نویسنده : نگاه ; ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸۳