هلند

شنبه کارناوال گل بود ما هم جاتون خالی یه سفر یه روزه کردیم به هلند .این دومین باری بود که هلند می رفتم ،دفعه ی اول چند سال پیش بود که در یک مسافرت کلی که با ماشین داشتیم یه سری هم به هلند زدیم .به هر حال در مورد هلند نظریات من هنوز همونایی است که چند سال پیش اعلام کردم! اون دفعه ی اول با خودم گفتم هلند را با سه جمله می شه تعریف کرد:
۱-کشور آسیاب بادی و پلهای متحرک
۲-کشور دوچرخه (البته اکثرا از اون مدل هایی که بابا بزرگهای ما در ایران سوار می شدن ! و هر کدوم هم ۴- ۵ تا قفل و زنجیر بهش !)
۳-وگل
البته همه برای دیدن گل هاش به این کشور می روند ولی من بیشتر از این که گلهاش نظرم را جلب کنه ،همون طور که گفتم، دوچرخه هاش بیشتر نظرم را جلب کرد !آخه تو خیابون ها بیشتر از اون که ماشین پارک باشه دوچرخه پارک است! ومن واقعا لذت می برم ،چون من از طرفداران سر سخت محیط زیست ام!
------------
(یه شهر دیگه ی اروپا ولی این دفعه در ایتالیا (شهر genova ) هم همین طوری بود با این تفاوت که اونها موتور داشتن! و باید بگم بین شهر هایی که دیده بودم تنها شهر اروپایی بود که اصلا ازش خوشم نیومد)
------------
البته تمام اینها که دارم می گم مربوط به برداشتهای ۳-۴-۵ سال پیش است ،اگه الان عوض شده باشن را نمی دونم حتی در مورد هلند، چون ایندفعه ما فقط از اتوبان حرکت کردیم و من شهر هاش را ندیدم.
خلاصه شنبه ی گذشته کارناوال گل بود و مسیر آن هم بیرون از شهر های مهم هلند بود ،شاید به همین دلیل بود که برای خود هلندی ها ما خارجی ها جذاب تر از کارناوال گل بودیم!!! نه فقط ما ایرانی ها که ژاپنی ها و هندی ها و... آخه هر چی شهر ها کوچک تر می شن فرهنگ مردم هم کوچک تر و محدود به همون مکان میشه برای همین هم هست که در شهر های بزرگ هر تیپ و قیافه ای که داشته باشی هیچ احدی نگاهت هم نمی کنه ولی در دهات ها
این هم چند تا عکس از هلند ومزارع گلش:
اول از همه آسیابهایش

و بعد هم دوچرخه هاش
این هم از کارناوال:
در بین ماشین های گلی که رد می شد دسته های موزیک هم رد می شدند:


  
نویسنده : نگاه ; ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸٢
تگ های این مطلب :سفرنامه و تگ های این مطلب :اروپا