امتحان

امروز اولین امتحان را دادم ،حالا دیگه یه خورده خیالم راحت شد ... امروز روز استراحت بعد از اون شب بیداری هاست ! به قول مامانم همیشه اگه ۲ ماه هم تا امتحان داشته باشم باز هم من باید شب امتحان بیدار بمونم و هی دعا کنم این دقیقه ها دیر تر بگذره ! همش زیر سر این کامپیوتر است... اصلا انگار قوه ی مغناطیسی داره !نمی شه از کنارش رد شی و ببینی صندلی جلوی آن خالی است و اون وقت مقاومت کنی نری روی صندلی بشینی ...اولش به عنوان یک میل چک کردن ساده و بعد هم یه سری به این خونه و از اینجا هم وارد یه دنیایی می شی که زودتر از یک ساعت نمی تونی ازش بیایی بیرون... اکانت شبانه روزی داشتن هم این مشکلات را داره ... حالا اگه قرار بود بشینم شماره بگیرم تا وصل شم و ... خوب می رفتم درسم را می خوندم ...نمی دونم حالا این طوری عادت کردم برگشتم ایران می خواهم چی کار کنم ! هر چند اون موقع حتما از سرم می افته چون دوستام را که می بینم پس لازم نیست هر روز هر روز میل چک کنم ... اینجا هم ... اووووووووه تا اون موقع معلوم نیست من هنوز وبلاگ بنویسم ...
از این چرندیات که بگذریم امشب اومدم که بهتون نصیحت بکنم بگم :خانم ها ،آقایونی که ایران دانشگاه می رید تو را خدا قدردانشگاه و امتحان هاش را بدونید .چرا ؟فکر می کنید امتحانم را بد دادم دارم این را می گم ؟ نخیر

اول ها که وارد دانشگاه شده بودیم [اون موقعی که بهمون می گفتن «صفری»! ]هر کسی هر چی در مورد امتحان و درس و غیره می گفت می پریدیم ببینیم چی می گه .سال بالایی ها هم به اصطلاح کلی کلاس می گذاشتن و هر کدوم بنا به برداشت خودشون یه چیزی می گفتن ،یکی می گفت اینجا برای اسم دانشگاه هم که شده امتحان هاشون را سخت می گیرن تا از شریف و دانشگاه های دنیا کم نداشته باشن چون هر چی معدل نمرات پایین باشه کلاس دانشگاه بالا تر می ره یکی دیگه می گفت اینجا درس خوندن خریت است کلی بدبختی می کشی ۲ برابر دانشگاه آزاد ازت کار می کشند آخرش هم دانشگاه آزادیه با پارتی می ره سر کار تو می مونی و یه مدرک با معدل کل پائین !
ما هم هر چی می شنیدیم باور می کردیم و غصه می خوردیم ...

و اما یه درسی بود که همون اول سال بالایی ها اون قدر بدیش را گفتن که حکم لولو را برامون پیدا کرد ! درسی به نام شیمی مهندسی . البته خداییش هم لولو بود آخه وقتی قرار باشه مسائل شیمی معدنی را تستی ازت امتحان بگیرن اون هم با نمره منفی تازه اون هم اول سال که هنوز تو حال و هوای دبیرستانی و تا ازت امتحان نگیرن درس نمی خونی ...اون وقت شب امتحان می مونی و ....هر چی بود ما این درس را با یک نمره ی با کلاس ! گذراندیم ! بعد از اون فکر نمی کردم بی انصافانه تر از این هم بشه امتحان گرفت تا اینکه ...

اینکه می گن دانشگاههای ایران قیف برعکس راست گفتن.ما در دبیرستان خودمون را می کشیم بعد دانشگاه سوت می زنیم ... اون وقت اینجا ...تلافی همه ی سوت های دوران کودکی را در دانشگاه سرت در می یارن!

فکرش را بکنید تمام مباحث ممکنه در زیست را از حیوان و گیاه گرفته تا DNA و RNA و خلاصه هر چی به ذهنتون می رسه با تمام اسم سم ها و آنزیم ها و.... راحت بگم ۲ تا از این کلاسور بزرگهای اداره ها برگه که بایدبخونید ،تازه امتحانش هم تستی باشه ولی نه هر جور تستی :از بین ۵ گزینه ای که می دهند می تونه فقط یکیش جواب باشه می تونه هر ۵ تا جواب باشه در مجموع کل سوال ها نمی دونی چند تا جواب درست داره و نمی دونی هر سوال چند نمره داره و تازه از همه مهم تر این که جوابهای غلط نمره منفی داره! من که شخصا ۱۰۰ تا تشریحی را به این تستی ترجیح می دم تازه مسخره اش اینجاست که بعد از این امتحان یکی ۲ هفته ی دیگه باید همین را به صورت شفاهی امتحان بدی یعنی وقت بهت می دهن می ری پیش استاد ،ایشون سوال تشریحی می پرسن شما جواب می دید . (در مورد این امتحان شفاهی وقتی امتحانش را دادم شاید بیشتر نوشتم .)

حالا فهمیدید چرا می گم قدر دانشگاهتون را بدونید؟

  
نویسنده : نگاه ; ساعت ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ خرداد ۱۳۸٢
تگ های این مطلب :درسی