گل

اون قدر از حیاط های خونه های اینجا خوشـــــــم می یــــــاد اون قدر ناز درستشون میکنن که آدم کیف میکنه پیاده روی کنه .خونه ی ما تا کلاسهام نیم ساعت بیشتر پیاده راه نیست و من هر روز این مسیر راپیاده میرفتم و بر میگشتم و از مناظر گلهای باغچه هاشون کلی لذت می بردم.

جالبیش این است که اکثر خونه ها در هر ماهی گل مخصوص به همون زمان را می کارن .مثلا اوایل بهار اکثر خونه ها گل لاله کاشته بودند، کنار هر خونه ای پر بود از دسته های لاله های رنگ و وارنگ .خیلی ها هم شقایق کاشته بودند .
بعد تا اونجایی که یادم است بعد از لاله نوبت نرگس شد و بعد گلهای زنبق .
الآن هم بوته های رز پر از گل است .یک گل نارنجی دیگه هم این چند روز دیدم که راستش اسمش را نمیدونم.
خلاصه خیلی برام جالب است :با این که این گل ها هر کدوم یک دوره ی کوتاه دارند ولی هیچ وقت باغچه های اینها خالی از گل نیست .البته حسابی هم بهشون میرسن :شاید در تمام این مسیری که من هر روز می رم، روزانه حتما در طول مسیر یک نفر را می بینم که یا در حال کوتاه کردن چمنها ی باغچه باشه یا مرتب کردن شمشاد های حصار مانند اطراف حیاطش .


یک گل فروشی هم نزدیک خونه مون هست که من با دیدن گلهای شمعدونی اش یاد دوران قدیم ، خونه ی خودمون ، بچگی ودر یک کلام دوران شادی و بی خیالی ام می افتم.

اصلا هیچ وقت فکر کردید اگر در دنیا گل نبود چی می شد؟


من دارم به این فکر می کنم که اگه گل نبود من روز مادر و پدر به اونها چه هدیه ای می دادم ! آخه خداییش قشنگ تر از گل هم مگه چیزی پیدا می شه که آدم به عزیزترین هاش هدیه بده ؟

  
نویسنده : نگاه ; ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸٢
تگ های این مطلب :دنیای من