اطلاع رسانی بی طرفانه در دنیای امروز ؟!

(اگه نخوند یه بار دیگه پلی را بزنید اگه باز هم نخوند ...در این صورت ...بعدا میگم! ) 

حدود یک ماه پیش که سر ماجرای خصوصی سازی دانشگاهها ایران شلوغ شده بود ،در سایت گویا نیوز خوندم که حدود ۵۰۰ ایرانی  در مقابل سفارت ایران در بروکسل تظاهرات کرده اند . اتفاقا یک نفر (بلژیکی ) را می شناسم که خونه اش همون طرفهاست .یه روز که دیدمش بهش گفتم شنیدم اون طرفها شلوغ بوده ۵۰۰ نفر جمع شده بودند ! با تعجب  گفت :« ۵۰۰  نفر؟ فکر نکنم  ۵۰ نفر هم می شدند ،من خودم دیدمشون !»

این هم از اخبار اینترنتی و به اصطلاح خارجی و مستقل ! این خبر  را که من دیگه ازش مطمئنم ،این قدر تفاوت داره وای به حال اونهایی که هیچ خبری هم ازشون نداریم... !

 همون یک ماه پیش ،با یه بنده خدایی در ایران صحبت می کردیم ،ازش پرسیدیم: «شنیدیم دوباره ایران شلوغ شده ،چه خبره ؟» می  دونید چی جواب داد ؟ گفت:«ما اینجا اخبار درست را نداریم ،باید ماهواره داشته باشید تا اخبار درست را بگیرید !!! »این هم طرز فکر عامه ی مردم ! البته همش تقصیر صدا و سیما است ، اگه« یه ذره » بی طرف بودند ...ولی متاسفانه... 

 همین چیزها باعث میشه که دولت آمریکا به هدف اضافه کردن چاههای نفت ایران به کلکسیونش به بهانه ی اطلاع رسانی یه شبکه ی تلویزیونی فارسی راه بیاندازد ...

واما اون پرچم اون بالا را  از روی لج بعضیها زدم که میل میزنن ،شکل پرچم را برای من تعیین می کنن ... من اصلا آدم لجبازی ام ،از این که یکی بخواهد یه چیزی را بهم تحمیل کنه بدم می یاد (حتی اگه اون چیزی باشه که  خودم هم قبولش داشته باشم ) به هر حال به نظر من هر کسی آزاده هر جور دوست داره فکر کنه و ما حق نداریم نظرمون را به دیگران تحمیل کنیم .حالا این تحمیل کردن هر جوری که می خواد باشه چه با تبلیغ ،چه با زور ،چه با بدی گفتن از نظر های مخالف و یا فحش دادن ... به هر حال به نظر من که پرچممون با اون حاشیه های الله اکبرش خیلی هم قشنگه ! اصلا نگاه کردن بهش یه جورهایی برای من آرامش بخشه !

 در زمان جام جهانی فرانسه در یکی از بازی های ایران ،گزارشگر فرانسوی  در مقابل صحنه ی یکی از هواداران ایران که پرچم ایران را گرفته بود گفت : پرچم بسیار زیبای ایران در دست یک دختر زیبا ! من اون روز اون قدر لذت بردم احساس کردم که پرچممون فقط برای من ایرانی قشنگ نیست بلکه به نظر بقیه هم قشنگ می یاد.

در مورد آزادی اندیشه یه آهنگ فرانسوی هست که خیلی قشنگه و من خیلی دوستش دارم برای همین هم  گذاشتم اینجا که شما هم گوش کنید(البته اگه بازی در نیاره و پخش کنه )، به هر حال برای معنی اش هم اگه دوست دارید میتونید برید اینجا  (اصلا می تونید  آهنگش را هم همون جا گوش کنید)

 مضمون شعر به این معنی است که شما می تونید همه چیز را از من بگیرید هر چیزی که به نظرتون ارزشی داره ولی آزادی اندیشه و فکر من را نمی تونید بگیرید ..

===============================================

بعد از نوشتن اینها یه چیزی به نظرم اومد ...این اواخر یه چیز هایی دیدم... میخوام یه جورهایی این شعر را ربط بدم به کار بعضی از بلاگرها در قبال بعضی دیگه ...

میخوام بگم ممکنه تویی که می یای مهمون یه وبلاگ می شی از پذیرایی صاحب خونه خوشت نیاد ...شاید صاحب خونه چیزهایی نوشته که با عقاید تو جور در نمی اد ،شاید به نظرت بیاد که داره اشنباه می کنه و خلاف می ره ...اما این ها هیچ کدوم دلیل نمی شه که تو هر چی دوست داری بگی ،به هر کس و هر چیز که خواستی بی احترامی کنی و نظرات و اعتقادات بقیه را هر جور که دوست داری برداشت کنی و به سخره بگیری و یا حتی ... بی اجازه وارد خونه ی مردم بشی و مطلبی که باب میلت نبوده را پاک کنی . کاش قبل از این که  پیغام می گذاشتیم یه ذره فکر می کردیم ... می دیدیم اصلا  نوشته ها ش را درک کردیم؟ ...کمی فکر کنیم ...شاید این ماییم که اشتباه می کنیم ! اگه این طور نیست : اگه واقعا دوست نویسنده  هستیم دوستانه با  خودش صحبت کنیم  و نظرمون را بهش بگیم ...واما اگر  دوستش  نیستیم و نظر بقیه را هم نمی تونیم تحمل کنیم و جز با کلمات رکیک در کامنت ها و یا پاک کردن اصل مطلب راه دیگری نمشناسیم ،پس تابع هیچ فرهنگ و اخلاقی هم نیستیم و مسلما کسی که تابع هیچ  اخلاقی نیست اعتقادات و عقایدش را جز با جبر، جور دیگه ای نمی تونه تحمیل کنه ...مسلما منطقی که لازمه اش جبره دیگه منطق نیست !

کم نیستن وبلاگهایی  که به خاطر یه حرف ناشایست در پیامهاشون وبلاگ نویسی را رها کردن و یا کامنتهاشون را برداشته اند و حتی وبلاگهایی  که نوشته هاشون توسط« علامت سوالها » پاک شده ...

وقتی تک تک ما آدمها به عقاید و اندیشه های دیگران احترام نمی گذاریم چه طور انتظار داریم جامعه ای آزاد داشته باشیم؟

 

 

  
نویسنده : نگاه ; ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ تیر ۱۳۸٢
تگ های این مطلب :اجتماعی