چند وقته یه حس وحال عجیبی دارم ...نمیدونم بنویسم یا اینجا اصلا جاش نیست ...

چند شب پیش شبکه ی ZDFآلمان آخرهای شب (بعد از ساعت ۱۲ !) یه فیلم گذاشته بود در مورد زنان ایران .من از وسطش رسیدم در مورد یه خانمی بود که با شوهرش راننده ی اتوبوس بودند . این گروه فیلم برداری این زن و شوهر را از تهران تا بندرعباس دنبال کردند و در هر شهری در مورد زنها می پرسیدند . ایرانی که نشون میداد برام خیلی دوست داشتنی بود ولی خیلی زود میشد فهمید که اون ایران، ایران الان نیست ...شاید مال حدود  ۵-۶ سال پیش بود .متاسفانه آخرش تاریخ ننوشت که بفهمم از کی بوده .. بگذارید تیپشون را بگم شاید اونهایی که چند تا پیرهن بیشتر از من پاره کردند یادشون باشه شلوارهایی که الان بهش میگن جوات مال کی بوده آخه همه تقریبا همون ریختی بودند ! ! ! میدونید شاید  ایران خیلی قدیمی تر بود ،شاید در کشور خیلی کمبود بود یا حتی تیپها ...! ولی به نظرم یه حس دیگه ای در مردم بود ...یه جنب و جوش شیرین ...یه جورهایی انگار به هم با عشق بیشتری نگاه میکردند همدیگر را بیشتر دوست داشتند ... اصلا به نظرم همه به هم شبیه بودند ...احساس میکنم الان تفاوت خیلی زیاد شده ...اختلاف طبقاتی زیاد شده...نمیدونم شاید اون موقع هم همین طور بوده ولی من بچه بودم حالیم نبوده ،شاید من برای خودم فکر و خیالهای دیگه ای داشتم ...یا شاید هم همه ی مردم ...؟ نمیدونم به هر حال میدونم که وقتی سوییس بودم حرف ایران که میشد من با تمام وجودم دفاع میکردم اجازه نمیدادم یه سوییسی بگه بالای چشم کشورت ابرو ...حالا هم همین طوره ولی با تعصب کمتر ...حالا اگه بهم بگن که در کشورت روزنامه نگارها را زندان میاندازن ؟فقط میتونم خودم را بزنم به کری یا حرف تو حرف بیارم ...چی میتونم جواب بدم ؟بگم نه؟ ... اونجا  باز لا اقل اتحاد مردم در دوم خرداد برام کلی افتخار بود  ولی الان ...نمیدونم ایران تغییر کرده... مردم و فکر جوونها تغییر کرده یا فکر من ؟... بعضی وقتها به بعضی چیزها که فکر میکنم دلم شدید میگیره ...به اون جوونهایی که رفتند و شهید شدند و خونشون را برای آزادی این مملکت دادن ...درسته که اونها  به پاداش عملشون رسیدن ولی ...   .به خدا مردم خوبی داریم  خیلی خوب ولی قدرشون را نداریم ....

ولش کنین ...اصلا بهتره در این مورد صحبت نکنیم ..

به نظرم اومد یه کم در مورد قوه ی قضائیه ی بلژیک بنویسم .شاید در اخبار شنیده باشید که اینجا شارون را به خاطر جنایتهای جنگی که انجام داده محاکمه کردند و به همین خاطر اسرائیل و امریکا صداشون در اومد ...راستش من خودم خیلی در جریان خبرش نیستم فقط این چیزها را شنیدم و شنیدم که دولت بلژیک گفته بوده رفتار قوه ی قضائیه کاملا مستقل از دولت و سیاست است . شنیدم که الان هم برای اینکه دیگه دردسر نداشته باشند این قانون  که در مورد همه بتونند قضاوت کنند را برداشته اند ولی فکر کنم این قانون جدید شامل پرونده های قبلی نمی شه و اگه مثلا شارون بیاد بروکسل پلیس بروکسل باید بازداشتش کنه !

یه چیزه دیگه اینکه روی پله های ساختمان دادگستری هر بار که رد شدم چند تا دسته گل دیدم . پرس و جو کردم ،شنیدم که اینها را به یاد بچه هایی که گم شدند و هنوز خبری ازشون نیست میگذارند . رسم جالبیه !

توضیح: این اخبار هایی که دارم میدم از شنیده هام است یه موقع نرید از قول من نقل کنید !

 راستی یکی از دوستان که بیشتر در زمینه ی فیلم مینویسند  خواستند که  به همه دوستان من لینک بدن و از من خواستن که به شما بگم که اگه دوست دارید یا دوست ندارید تشریف ببرید بهشون بگید  . من وظیفه داشتم بگم که گفتم .  

 

  
نویسنده : نگاه ; ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ تیر ۱۳۸٢
تگ های این مطلب :ایران و تگ های این مطلب :بلژیک