يه حيات وحش وسط شهر !

نزديک خونه مون يه پارک کوچولو هست با... نميدونم چی بهش ميگن :برای اونهايی که اصفهان را ديدند يه چيزی مثل مادی های اصفهان فقط قشنگ تر : يه سری حوضچه... يا مرداب ... :خلاصه يه جای تقريبا طبيعی که توش آب هست ......توی اين آبها انواع و اقسام موجودات با هم زندگی ميکنند از ماهی گرفته تا لک لک ،مرغابی ، قو و يه پرنده ی  کوچولو ی سياه با نوک قرمز نارنجی که اسمش را نميدونم . هر بار که ميرم پياده روی دلم می خواد وايسم زندگی اينها را نگاه کنم . اما چند روز پيش يه صحنه ی جالبی ديدم . يه سری کبوتر سفيد و خاکستری با يه سری کلاغ سياه مهربونانه داشتند در کنار هم خورده نونهايی که عابرها براشون ريخته بودند را می خوردند . نميدونم چرا به نظرم عجيب اومد که اينها راحت کنار هم هستند .انتظار داشتم هر کبوتری که مياد يه تيکه نون بر می داره کلاغه نوکش بزنه ولی اصلا اين طوری نبود . با خودم بهشون گفتم شماها واقعا تو بهشتيدها ! آب که کنارتون ،با کلی درخت و سبزه زار ...غذا هم که اين قدر حتما خورديد که الان اين قدر مودبيد  ...بعد هم از هر نژادی داريد راحت کنار هم زندگی ميکنيد ...تازه ش هم هيچ بچه ی پر رويی هيچوقت دنبالتون نگذاشته که از آدمها وحشت داشته باشيد که تا سايه ی يه آدم  ببينيد تا آسمون دوم پرواز کنيد و اين آدمها هستند که وقتی شما رو زمين پهن شديد بايد راهشون را برای شما کج کنند !...

اما راستش به نظرم هميشه هم اين پارکها بهشت نيست به خصوص که معمولا محل دفع احتياجات سگهاشون است  و با اينکه محلهای مخصوص برای اين کار وجود داره ولی خوب ،همه جای دنيا آدم بی فرهنگ پيدا می شه که براش مهم نباشه حالا اينجا که سگش را ول کرده محل پياده روی آدمهاست ...يا حتی با اينکه هميشه در محل بازی بچه ها تابلو سگ ممنوع بزرگ می زنن بعضی ها ترجيح ميدن سگشون را آزاد بگذارند تا مثلا سر سره بازی کنه که يه موقع بزرگ شد عقده ای نشه !!!

اين چند روز گذشته که يکی دو بار رفتم پارک، فکر کنم يه دو سه کيلو لاغر کردم ! نه از پياده روی که از ترس! خوب البته اگه من هم حياط خونه ام با پارک عمومی فقط يه نرده ی کوچولوی چوبی فاصله داشت يه سگ که سهله ...۳- ۴ تا سگ نگهبان ميگذاشتم ولی خوب مساله اينه که يا سگهاشون ياد نگرفتند (البته بعضيهاشون )يا خيلی بيکارند که به عابرهايی هم که توی پياده رو پارک قدم ميزنن  پارس هايی ميکنند انگار که دزد گرفتند ...به خصوص که ميگذارند آدم از جلوی خونه که گذشت از پشت سر يه دفعه همچين پارس کنن که آدم ۲ متر بپره بالا  ! اين جوری  اول يه دور گوشت تنت آب می شه تا بعد ببينی سگه پشت نرده هاست و داره الکی قیافه می گيره !

 

  
نویسنده : نگاه ; ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٤ امرداد ۱۳۸٢