قوانین جزایی آمریکا

چند وقت پیش یه برنامه دیدم در مورد قانون قضایی آمریکا . معمولا وقتی اروپایی ها به خصوص فرانسوی ها در مورد  آمریکا مطلب مینویسند یا فیلم می سازند تجربه به من ثابت کرده که همش اونها را زیر سوال میبرند به خصوص قانون اعدام در آمریکا را ... ولی این فیلمی که من دیدم یه جورهایی تعریف به حساب می اومد و البته عجیب ! شاید جالب باشه قسمتهایی از اون را برای شما هم بگم . در این برنامه ی مستند پلیسها منتظر نبودند که مجرمها جرمی انجام بدن بلکه محیط را برای جرم آماده میکردند اون وقت اگه کسی آمادگی اش را داشت  مرتکب جرم میشد  ولی در این صورت چون مردم میدونن که ممکنه هر لحظه در دام بیافتند در نتیجه جلوی خودشون را میگیرند .

مثلا همه جای دنیا فروش دخانیات به بچه های زیر ۱۸ سال ممنوع است . پلیس برای شناسایی مغازه هایی که این قانون را زیر پا میگذارند از یه پسر ۱۲ ساله به عنوان طعمه استفاده میکرد .حتی در یک مورد مغازه دار به پسرک نفروخت ولی بعد از خروج پسرک یکی از کسانی که احتمالا همکار مغازه دار بود در بیرون از مغازه به او فروخت و اون وقت پلیس بلافاصله اظهاریه دادگاه را به مغازه دار داد ! جالبیش این بود که پسرک هر جا میرفت اعلام میکرد که ۱۲ سالش است  و هیچ دروغ ، انکار یا کتمانی نمیکرد .

یه چیزه دیگه ی فیلم که برام فوق العاده جالب بود این بود که در آمریکا بر خلاف همه جا (حد اقل کشورهایی که من میشناسم ) این زنان خیابانی نیستند که به عنوان شغل کاذب در جامعه یا هر دلیل دیگه ای دستگیر میشن بلکه کسانی را دستگیر میکنن که  اونها را سوار میکنن ! این کار به نظرم واقعا قشنگ اومد .هر چی باشه اون زن بد بختی که این کاره است حتما از سر ناچاری است ولی اونی که به دنبال این زنهاست ... می دونید وقتی مردم بدونند که این خانمی که گوشه ی خیابون ایستاده ممکنه یه پلیس باشه مسلما براش نگه نمیدارن ،طبیعتا وقتی نگه ندارن خوب کسی هم گوشه ی خیابون نمی ایسته ... وقتی این فیلم را میدیدم نا خود آگاه یاد ماجرای زنان خیابانی مشهد افتادم . یک فیلمی یکی از شبکه های اینجا از اون ماجرا پخش کرده بود که متاسفانه من آخرش را دیدم و تا اونجایی که یادمه شبکه ای هم پخش کرد که زبونش را نمیفهمیدم . داشت با خانواده های بعضی از زنان کشته شده صحبت میکرد . یکی از این خانواده ها بد جوری من را به فکر فرو برد . یه دختره ۱۰-۱۱ ساله بود که تا اونجایی که یادمه یه خواهر کوچک تر هم داشت فکر کنم یه برادر هم داشت . میگفت بعد از مادرش دیگه حالا هیچ جایی ندارن که برن و اینکه آرزوی مادرش این بوده که بتونن خوب درس بخونن و مادرش همش کار میکرده که بچه هاش مجبور به کار کردن نشن . اونها نمیدونستن که مادرشون علاوه بر رختشویی و... کار دیگه ای هم میکرده و بعد از مرگش میفهمن (همون طور که گفتم من حرفهای فارسی را یکی در میون از زیر صدای ترجمه می شنیدم و خیلی وقت پیش هم این فیلم را دیدم تا اینجایی که یادم میاد ماجرا این طوری بود حالا اگه یکی از شما اطلاعات بیشتری داره یا اینکه اگه قسمتی از گفته هام اشتباه است بهم بگید تا تصحیح کنم ) بین حرفهایی که دختره میزد یه سوال ازش کردن اینکه : همکلاسیهاش میدونن چرا مامانش مرده ؟ ...گفت : « نه !روم نشد بهشون بگم »... واقعا اشکم در اومده بود ...نمیدونم اصلا خود اون دختر میفهمیده چرا ؟؟؟ من نمیگم کار اون آقایی که اونها را کشت اشتباه بود یا درست ...ولی میگم حالا که قرار بود بچه هاش بابت این اصلاحی که میخواست برای جامعه انجام بده بی پدر بشن کاش سراغ اون مردهایی میرفت که ... حداقل اونها حتما اونقدر وضع مالیشون خوب بود که خانوادهشون  ..... نمیدونم وا لله ...چی بگم ؟ من اصلا ن اصلا از درد های اجتماع و اتفاقاتی که میوفته خبر ندارم ...اون وقت اومدم نظر میدم ... اصلا نظریات من را نشنیده بگیرید ... من واقعا حق ندارم در مورد مردم قضاوت کنم .

بهتره برگردیم سر همون آمریکا ! میگم تکنولوژی هم بد دردسری است برای مجرمها ! در این فیلم یه کار خشنی که در برابر مجرمین انجام میدادند این بود که یک عده از زندانی ها را به طور موقت آزاد کرده بودند  ولی به پاهاشون حلقه هایی وصل کرده بودن که یه نوع رد یاب به حساب می اومد و اگه از شهر یا محدوده ای که براشون تعیین کرده اند خارج میشدند سریعا به کمک همون رد یاب دستگیر میشدند ! دستگیر کردنشون هم که  .آدم واقعا هیکل پلیسها را که میدید زهره ترک میشد ...دیگه گرفتن و بردنشون که بماند ... غولهاشون هم وقتی پلیس میدیدند سوسک میشدند !

من راستش همیشه فکر میکردم که آمریکا باید جای وحشتناکی باشه ... نه از روی حرفهایی که شنیده ام بلکه بیشتر از روی فیلهایی که خود آمریکاییها ساختن ! راستش هیچوقت دلم نمی خواست آمریکا را ببینم ولی... الان فکر میکنم شاید بهتر باشه برای ۲ روز هم که شده اونجا را ببینم تا خودم و نه بر اساس فیلمها (چه مستند ،چه هالیوودی ) در موردش قضاوت کنم .

یه نظر سنجی: به نظرتون این فونتی که الان باهاش نوشتم خیلی ریزه ؟

  
نویسنده : نگاه ; ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٧ امرداد ۱۳۸٢
تگ های این مطلب :اجتماعی