بازديد از کاخ شاه

چند وقت پيش پادشاه بلژيک در خونه اش... نه ببخشيد بی احترامی شد !... دروازه های کاخ شان را به روی عموم باز گذاشته بودند که مردم بروند و تماشا کنند . ما هم رفتيم تا از اين فرصت استفاده کنيم . در مورد کاخ چيز خاصی ندارم بگم چون مثل همه ی کاخها بود ... به همون سبکی که شاههای خودمون(به خصوص دوره قاجار ) هم می رفتن فرنگ و بعد می اومدن دستور ميدادن همون شکلی براشون بسازن . البته من اطلاعات کاخ شناسی ام خيلی کم است به خصوص در مورد ايرانی هاش، چون جز در شيراز و يه کاخ گلستان در تهران (که اون را هم برای بازديد از نمايشگاه خط رفته بودم و نه بازديد کاخ )يادم نمياد کاخ ديگه ای ديده باشم .البته چهل ستون را هم ديدم که خوب قديمی تر و سبکش ايرانی تر بود .ولی خوب در مجموع کاخهای اروپايی بيشتر برام آشنا اند . (همه شون هم به نظرم  کم و بيش شبيه هم هستن.)

اما در اين بازديد ۲ چيز نظر من را جلب کرد . يکی يه سالن بود که  سقف و لوسترش با پوکه های تفنگ سبز رنگ تزيين کرده بودن يکی ديگه اش هم يه فرش خيلی بزرگ در يه سالن بزرگ بود که از همون دور داد ميزد که اين فرش ايرانيه و از نزديک هم ديدم که روش به فارسی اسم احتمالا طراح را بافته بودند . فرش فوق العاده ای بود . راستش اين فرشها را که ميبينم دلم براشون ميگيره . دلم ميخواد برم پيششون بهشون دست بزنم و بگم سلام هموطن ! بميرم که اينجا اين همه سال تو غربتی ! بدون همدم و مونس ... با خودم در اون لحظه به بافنده هاشون فکر ميکنم به اين که اين فرشها تا حالا چه دنياهای متضادی را نظاره گر بودن ... شاهد سختی ها ، فکر ها و روياهای به وجود آورندگانشون تا ...خوشيها و مهمونيها و احيانا جلسات مهم صاحباشون ... عجب دنيايی داريم ها !
ولی خودمونيم من که عمرا خونه ی خودمون را با صد تا کاخ عوض نميکنم ... اين شاهها هم خيلی زندگيشون سخته .

راستی  صندليهايی که گذاشته بودن همه مال عهد عتيق بود ...من موندم هنوز هم شاه و مهمونهاش رو همين مبل و صندليها ميشينن ؟! یا اینها را فعلا برای کلاس و نشان دادن قدمت جلوی بازدید کننده ها گذاشته بودند ؟

  
نویسنده : نگاه ; ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸٢