شهر فرنگ

دوباره دوران بیکاری تموم شد و کم کم امتحانها هم شروع میشه . تابستون که  بیکاری چیزی هم نداری بنویسی .وقتی کلاسها شروع میشه و هر روز هر روز کلی به چیزهای جالب برخورد میکنی وقت نداری بنویسی ! خیلی حرف دارم بزنم ...سعی میکنم تلگرافی حرفهام را بزنم که نه وقت شما را بگیرم نه خودم را !

شبکه ی arte هر شب ساعت ۸ و ربع به وقت ما ( ۱۰:۴۵ به وقت ایران ) یه گزارش در مورد ایران داره . نمیدونم از کی شروع کرده و تا کی قراره ادامه پیدا کنه ولی فکر کنم فقط همین یه هفته است . به هر حال این شبکه فکر کنم تنها شبکه ی فرانسوی زبان است که با ماهواره در ایران میشه دید ! اونهایی که ماهواره دارند  میتونند تماشا کنند . بد نیست . دیشب در مورد اینترنت در ایران گزارش میداد . خیلی شیک بود . یه کافی نتهایی نشون میداد ...من که دهنم باز مونده بود ! ببینم همه ی کافی نت ها در ایران این قدر شیک پیکن یا اینها آبروداری فیلم گرفته بودند ؟ در مورد وبلاگ هم خیلی حرف زد ...

به هر حال امیدوارم این فیلمها یه کوچولو بتونه طرز فکر این هم دانشگاهی های ما  در مورد ایران را که اون به اصطلاح هموطنهامون ! داغون کردن ،ترمیم کنه . هر چند اینها هم معلوم نیست بقیه ی شبها قراره چی نشون بدن ...

اگه بدونید چه دل خونی دارم !  امروز که تو فروشگاه از رادیو برای هزارمین بار خبر تظاهرات ایرانیها را در دانشگاه شنیدم با خودم گفتم انگار ایرانی جماعت ساخته شده برای تظاهرات !! چند هفته پیش سر کلاس فیزیک دیر رسیدم و مجبور شدم اون عقبهای سالن بشینم . استاد فیزکمون هم اتفاقا ایرانی است ! (هر چی میبینمش یاد استاد ریاضیم در ایران میافتم ...بگذریم که نمرات ایران من را اصلا تحویل نگرفت ...البته من اگه میدونستم ایرانی است نمیرفتم بهش نشون بدم !)خلاصه سر کلاس فیزیک اون عقبها کنار یه دختری نشستم و دقایقی بعد که برگشتم دیدم خانم خیلی راحت همون طور که سرش روی صندلی است به خواب عمیقی فرو رفته ! من هم که اون عقبها برای خودم در عالم هپروت بودم شروع کردم به فارسی و فرانسه الکی الکلی چیز نوشتن . خلاصه خانم که بیدار شدن فضولیشون گل کرد و ازم پرسید مال کجام، من هم گفتم و اون هم ابراز اطلاعات که: استاد هم ایرانی است . بعد هم با پرروگی تموم قیافه اش را در هم میکنه و میگه وایییییی ایران خیلی وحشتناک است !!!! من همین طوری موندم : بچه پررو ! یکی نیست بهش بگه تو چرتت را بزن !! خوبه «استاد» ایرانی حالا ! وا ا... به خدا اگه ما در مورد افغانیهامون این طوری حرف بزنیم ! وقتی ازش میپرسم از چه نظر ؟ من را رجوع میده به اون ایرانیها که گوشه دانشگاه نشستن ... خوب وقتی میبینم مرجعش اونه من بهش چی بگم ؟؟؟

با یکی از ایرانیهای اینجا داشتیم صحبت میکردیم . اون خیلی در این زمینه ها ریلکس است  . میگفت چند بار تا حالا رفته اونجا محل اعتصاب و مثل دانشجوهای معمولی نشسته درس بخونه و در عین حال به حرفهاشون گوش داده ! ... بهم میخواست دلداری بده ...میگفت باید به این بلژیکی ها حق داد که این طوری فکر کنند، تعریف میکرد خانمه خیال کرده وسط جالیزه ! همچین بلند بلند و جیغ جیغ با هم حرف میزنن ...همه هم پشت کفشها خوابیده و ...  بگذریم ...من که خودم ندیدم ...اون یه بار هم که رفتم از همون عکسها که زده بودن اون قدر حالم بد شد که دیگه به چیز دیگه ای نگاه نکردم ...فقط کاش تا آبروریزیها دیگه بیشتر از این نشده به اینها کارتشون را میدادن !

*****************************************************

امروز در ایستگاه اتوبوس که منتظر بودم دو تا آقای جوان اومدن . کتهای شبرنگ نارنجی و جاروهاشون را ازشون میگرفتی میگفتی یارو یا رییس یه شرکته ،یا دانشجوی دکترا ! دو تایی شروع کردند شیشه ها و دیوارهای ایستگاه را برق انداختن ! اگه به دستهاشون که تو اون سرما با دستمال شیشه ها را خشک میکردن نگاه میکردی تازه میفهمیدی  که چه کار سختی دارند.
از چیزی که همیشه در اروپا خوشم میومده همین است : اینکه کار عار نیست .یکی ازهمکلاسیهام تو دانشگاه فرانسوی است . ظهرها را در سلف کار میکنه . موقع ناهار که میشه خیلی راحت جلوی همه شروع میکنه به تعویض کردن کیسه های سطلهای زباله و تمیز کردن روی میزها .حالا اگه طرف مراکشی و شرقی بود میگفتی آخی مجبوره و ...ولی در حقیقت اصلا نباید برای کسی که کار میکنه این جوری فکر کرد .کار کار است ! هر چی هست بهتر از بیکاری است !

*****************************************************

خوبه میخواستم تلگرافی بنویسمها  ! واقعا سخت ترین کار به نظر من اینه که آدم حرفهاش را نصفه نیمه بزنه ،یا اصلا نزنه ...یکی را میشناسم که در این زمینه استاده ! بعضی وقتها واقعا بهش حسودیم میشه ! به هر حال دارم کم کم سعی میکنم که خیلی حاشیه نرم ... احتمالا تا یه دو سه سال دیگه به نتیجه برسم !

  
نویسنده : نگاه ; ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ آبان ۱۳۸٢
تگ های این مطلب :ایرانی ها و تگ های این مطلب :اجتماعی