قالب جديد - لهجه ی جديد

شنيديد ميگن يکی يک دکمه پيدا ميکنه ميره باهاش برای خودش کت و شلوار ميدوزه ؟ داستان منه !! مدت مديدی بود که از اون قالب قبلی حسابی خسته شده بودم . اصلا روز اولی هم که گذاشتمش فکر ميکردم زودتر از اينها عوضش کنم ... خلاصه اين اواخر ديگه حال و حوصله ی اينکه خودم هم به خودم سر بزنم را نداشتم !! خيلی دلم ميخواست ميتونستم يه دستی به سر و روی اين خونه ام بکشم اما نميدونستم چی ميخواهم و چه مدل میپسندم ( از شما چه پنهان هنوز هم نميدونم !) چند روز پيش که سايت کاريکاتوريست محبوبم را يافتم و پوسترهای قورباغه ای اش را ديدم کلی خوشحال شدم و الکی الکی با اين دکمه ای که پيدا کردم برای خودم يک کت و شلوار دوختم !! با اينکه ايام امتحانات است و من از دو سه هفته پيش تا يه دو ماه ديگه نبايد از کتابخونه و اتاقم تکان بخورم و همش بايد خر بزنم (بلا نسبت البته !) اما دو سه روز از وقت مثل طلام را گذاشتم !! و هر چی بلد بودم را به کار بستم تا اينی که در حال حاضر ميبينيد از کار در اومد .راستش، خودم از کار خودم نسبت به اونچه که بلد بودم و زمانی که داشتم راضی ام . اما ميدونم که خيلی ايراد ها داره که يا من دانش بر طرف کردنش را نداشتم يا اينکه خودم متوجه اونها نميشم . يکی اش اينکه اين قالب برای 800*600  طراحی شده و اگه resolutionکامپيوترتان غير از اين باشه يه ذره اون را دفرمه ( تغيير فرم داده شده ) ميبينيد ! ولی خوب از اونجايی که اکثر بازديد کننده ها همون ۸۰۰×۶۰۰ بودند و  من هم خيلی آدم دموکراتی هستم (!!) همين طور فعلا گذاشتم باشه تا بعد که ان شا ءالله با کمک نظرات و راهنماييهای شما بزرگان در وگت مگتضی در جهت رفع معايب اگدام کنیم !!!  ( اين ها را بايد با لهجه شاه عباس بخونيد ! آخه من همين الان سريال روشن تر از خاموشی [ ملا صدرا ]* را ديدم يه ذره گويش شاه عباسی گرفتم به صدراگی خودتون ببخشيد ! )

راستی خيلی بده من همش اين قدر زود زود لهجه ميگيرم ها !! اوايل اين سريال را که ميديدم لهجه شيرازی گرفته بودم شديد ! همش دلم ميخواست همه چی را شيرازی بگم ( مشکل اينجاست که روم هم نميشه با لهجه حرف بزنم همش جملات در ذهنم اون جوری مياد  و من مجبورم قبل از تکلم تغيرشون بدهم !! )تازه من قبل از اين سريال اصلا نميدونستم شيرازی ها هم لهجه دارند !! (بگذريم که الان که در سريال شروع کردند به اصفهانی حرف زدند فهميدم دوبلر ها همون قدر که در لهجه اصفهانی شون کلی غلط دارند حتما شيرازيشون هم پر از غلط بوده و من نميفهميدم ! )

ميخواستم در مورد مد** حرف بزنم رفتم تو لهجه ! عواقب امتحان داشتن  و درس نخوندن است ديگه ... اصلا گيجم !  اما جداً من خيلی برای اين لهجه گرفتن مشکل دارم .

 يکی از هم اتاقی هام در ايران يزدی بود . خودش اصلا لهجه نداشت اما وقتی همشهری هاش می اومدن تو اتاق يک دفعه کانال ميرفت رو شبکه يزد ! چنان بلبل زبانی ای ميکردند که بيا و ببين ! من هم همش گوش ميدادم ببينم روی چه حرفی مَد(~) ميگذارند و ميکشن  ... اما چون روم نميشد هيچ وقت سعی نميکردم که حرف بزنم و يه جاهايی که يه دفعه ای يک کلمه با لهجه از دهنم میپريد کلی خجالت ميکشيدم ...آخه هميشه از اين ميترسم که اون کسی که من لهجه اش را ميگيرم فکر کنه من دارم مسخره اش ميکنم. در صورتی که واقعا اين طوری نيست و اين لهجه گرفتن اصلا دست خودم نيست . شايد اين به اين خاطر است که  از حرف زدن به تمام گويش ها واقعا لذت ميبرم . البته به جز لهجه ی آفريقايی که تازگی داره برام يه کابوس ميشه ! اصلا من هر چيزی را که مسخره کنم سرم مياد !! يادتونه من لهجه آفريقاييها را مسخره ميکردم ؟!

اين آفريقايی ها خيلی آدمهای تنها و گوشه گيری هستند  .اکثرشون فقط با خود سياهها رابطه دارند . من هم اول سال گفتم با عرب جماعت که کنار نميشه اومد و فرهنگشون برام قابل تحمل نيست . ايرانی هم که نداريم، بلژيکی ها هم که همش تو خودشونند . ميمونه اين سياهها که برای روز مبادا بد نيستند . خلاصه يه مدت با اين سياهها گشتم و ...چشمتون روز بد نبينه ! چند وقت پيش نميتونستم ديگه يک کلمه حرف بزنم . دهنم را باز ميکردم لهجه آفريقايی بود که از منقار من ميچکيد !! خلاصه با کلی تمرکز و مکث و بد و بيراه به خودم تونستم جمله ی نيمه تمامم را که با گويش شيرين آفريقايی  با چنان تبحری گفته بودم که چشم همه را چهار تا کرده و دهنهاشون را دو متر باز کرده بود ، با لهجه ی خودم ( که همانا فرانسه با لهجه ی فارسی ميباشد )تمام کنم !

راستی هفته ی پيش من روز ۱۳ بدر به روز کرده بودم ! خودم هم اصلا حواسم نبود که اون روز سيزده بدر است ! به هر حال من که ۱۳ بدر امسالم در کتابخانه به در شد !! جای شما هم خيلی خالی بود . يک کتابخونه ی جديد پيدا کردم : موزه ! کلی کيف ميده توش درس خوندن ! خوبيش اينه که کسی نميتونه پيدات کنه و آمارت را بگيره که داری درس ميخونی ! هر چند که اين آمار گير کلاس از من زرنگ تره و اونجا هم بالای سرم سبز شده !

پاورقيها :

* احتمالا اين سريال قبلا در ايران پخش شده و تمام هم شده . ولی خوب جام جم را که ميدونيد ؟ همه چيزش دِمُده است !

**اون قسمت ديگه ی مد هم همچنان ادامه داره اما مثل بقيه ی سفرنامه ها (که هنوز تمام نشده اند )کِی ديگه حس نوشتنشون بياد، خدا ميدونه !

راستی ...يادتون نره عيب و ايراد های قالبم را بگيدها !!

  
نویسنده : نگاه ; ساعت ٢:٥٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸۳