گل آقا

اولش که شنيدم باور نکردم ... الان که مطالبش را اين ور اون ور در اينترنت ميخونم تازه دارم ميفهمم کی رفته ... کسی که يک عمر همه ی مردم را ميخنداند حالا با رفتنش همه را غمگين کرد . دلم امشب با خوندن مطلب وبنوشت يک دفعه ای کلی گرفت ... يادش به خير اون روزی که مجله ی گل آقا با امضای خودش به دستم رسيد ...هيچ وقت فکر نميکردم جواب نامه ی بی مزه ی من را اون طوری بده و يک نسخه از مجله را با دست خودش امضا کنه و برام بفرسته .آخ خدا ... هنوز هم باورم نميشه که رفته...

راستش به خاطر امتحانات متاسفانه شرمنده ی همه تون هستم ...امشب که اتفاقی گذرم به اون مطلب وبنوشت افتاد و با توجه به مطالب دريافتی ديگه که از دوستان به خصوص دوست خوبم پرنده ی آتش به دستم رسيده بود، حس کردم واقعا گل آقا ديگه نيست ...دلم گرفت ...گفتم حتما بايد اين حرفها را برای همه بزنم و ازتون بخواهم اگه احتمالا امدين اينجا و اينها را ديديد يه فاتحه هم برای شادی روحش بخونيد . ممنون .

 

 

  
نویسنده : نگاه ; ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸۳