فرش گل

هفته ی پيش در مرکز شهر بروکسل يه فرشی از گل برای ياد بود يکی از هنرمندهاشون بر پا کرده بودند ،ما هم با اينکه تازه از سفر اومده بوديم و هنوز خستگی راه را به در نکرده بوديم بدو بدو رفتيم تا اين فرش گل، که ميگويند هر دو سال يک بار برگزار ميشه، را از دست ندهيم و از نزديک ببينيم. البته به شخصه برام بيشتر جذابيتش به خاطر ديدن خود مرکز شهر بود تا فرش گل ! چون من هنوز موفق نشده بودم پياده اون اطراف را بگردم که البته اين بار هم خيلی بهم نچسبيد از بس که جمعيت زياد بود . اما خود فرش اين طور که من فهميدم طرحی بود که روی يه موکت چمنی (طبيعی ) با گلبرگهای گل در آورده بودند . قبل از رفتن فکر ميکردم منظور از گل ،گل طبيعی کاشته شده است اما بعد ديدم فقط گلبرگهای گل را روی چمن ها ريخته اند . به نظر من که هنرش همون طراحی و ترکيب رنگش بود وگرنه همچين تحفه ای هم نبود . فکر نکنم دو سال ديگه اگه عمری باشه راه بيفتم برم از نزديک ببينمش !

راستی شرمنده که عکسی که گذاشتم قديمی است . اندر مضرات دوربین دیجیتال این است که اگه یه موقع عکسها یه جوری پاک شدند دیگه باید براشون فاتحه بخونیم ! الان دو روزه دارم دنبالشون میگردم، اما این طور که پیداست فولدری که عکسها توش بوده یه بلایی سرش نازل شده که همش غیب شده ! خلاصه عکس شخصی ندارم! اينه که مجبور شدم از تو سایتها عکس سال ۹۴ را کش برم . به هر حال فرش امسال هم تو همین مایه ها بود دیگه !

 از مزايای اين يک ماه نبودن اين است که من نوشتن يادم رفته ! برای همين،من هم دير مينويسم (ميبينيد که خبرم چه قدر داغه ؟ بعد از يه هفته !! ) هم اينکه کم مينويسم ! خوبه ديگه هم به نفع شماست هم به نفع من ! هر چند که حالا که مثلا تعطيلی و بيکاری است اين طوری است اما موقع امتحانها که ميشه هم کمبود وقت دارم هم دوباره چونه ام نه ببخشيد دستم گرم شده و مطلبهام ميشه کيلومتری !!

 

  
نویسنده : نگاه ; ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ شهریور ۱۳۸۳