چه خوبه آدم روز تولدش امتحان داشته باشه ! حداقلش اینه که قبل از روز تولد نمیرسی به عمر گران میگذرد فکر کنی و اشک تو چشمهات جمع بشه ! بعدش هم که روزش گذشت اون قدر تو فکر امتحان بودی که اصلا نمیفهمی که گذشته!
من مثلا امروز یه سال بزرگتر شده ام؟!! چه خوب ! از تصمیمی که پارسال گرفتم راضی ام.از پارسال به اعضای خانواده اعلام کردم که از این به بعد گرفتن مراسم تولد و شمع و ... ممنوع میباشد ! آخه خودمونیم آدم وقتی به تعداد شمعهای روی کیک نگاه میکنه از اینکه قراره این همه شمع را فوت کنه خجالت میکشه ! حالا شاید دیگه از امسال هول و استرس بزرگ شدن را موقع تولدهام کمتر داشته باشم. من که همیشه از بزرگ شدن فرار کردم راهش را هم به تناسب سن یاد میگیرم !!

پنجشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۴

این متن بالا را که خوندید تقریبا همون روزهای تولدم نوشتم(همون تاریخ پست شدن این نوشته) اما از بس امتحان بود نشد ویرایش کنم. بعد هم اینکه من که با متن کوچولو کارم بار نمیشه که! خواستم بیشتر بنویسم اینه که موند تا الان. الان هم همچین بیکار نیستم ها! دو روز دیگه تا شروع امتحانهای اصلی مونده اما دارم دیوونه میشم گفتم بیام یه ذره حرف بزنم دلم وا شه!

در پست قبلی خیلی ها ایراد گرفته بودند که شعر را چرا معنی نکردم .من ترجمه کردنم خوب نیست (یعنی تا حالا رسمی امتحان نکردم ) اما چَشم این هم معنی شعر قبلی:

Moi aussi... tu sais...من هم همین طور میدونی ...
il m'est arrivé un beau matin...برای من هم شده که یه روز صبح زیبا
de devoir repenser ma vie...دوباره به زندگی ام فکر کنم
J'en avais gaspillé plus de la moitié...نصف بیشترش را در فراموشی حروم کردم
dans l'oubli...
à ne penser qu'aux autres... "در اینکه فقط به دیگران فکر کردم

Tout comme toi... peut-être...دقیقا مثل تو ...شاید...
je me souviens très bien du matin...کاملا یادم میاد اون صبحی را که
où... je suis entrée en conversation...با خودم شروع به صحبت کردم
avec moi-même... "
...
Là... j'ai beaucoup pleuré....اون وقت ...خیلی گریه کردم
et... j'ai osé pour la première fois...و...برای اولین بار جرات کردم
me regarder.... et m'écouter...به خودم نگاه کنم و ..به خودم گوش کنم
J'ai vu alors...پس دیدم
la femme que j'étais vraiment... اون زنی که واقعا بودم
et... je me suis pardonné... "و...خودم را بخشیدم

Pardonnée.... de m'être oublié... "بخشیدم از اینکه خودم را فراموش کرده بودم
....
J'ai passé... plus de la moitié de ma vie...نصف بیشتر عمرم را
dans le rêve.... maintenant...در رویا گذرانده ام ...حالا
je n'ai plus besoin d'anesthésie... دیگه احتیاج به بیهوشی نیست
je veux vraiment parler...من واقعا میخواهم با همون زنی که هستم
à la femme que je suis... "حرف بزنم

Ce matin-là.... j'ai effacé de ma vie...اون روز صبح ....از زندگی ام
tous les souvenirs amers..همه افکار تلخ را پاک کردم
les mauvais rêves...همه رویاهای زشت را ...
et tout ce qui m'avait fait souffrir...و همهء اون چیزی که باعث رنجشم شده بود
Je n'ai gardé que le merveilleux...فقط خوبی ها را نگه داشتم
et c'est là... que les larmes...اونجا بود که اشکها
sont revenues dans mes yeux... ''دوباره در چشمانم جمع شدند

Là, j'ai souris.... et j'ai compris...در آن لحظه ...لبخند زدم ...وفهمیدم
que je ne serais plus jamais seule...که دیگه هرگز برای گریه کردن
pour pleurer....تنها نخواهم بود

Je venais à peine de me rencontrer... "من تازه با خودم آشنا شده بودم ...

Claire De La Chevrotière

لازم به ذکر است که این شعر خلاصه شده است و همه شعر اصلی نیست .

همش دارم غر می زنم که چرا فقط یه هفته برای این همه امتحان فرجه دادند از طرفی میگم بهتر ...اقلا زود تموم میشه ...اما ...اون جمله ی همیشگی همچنان تو سرم زنگ میزنه ...اگه فقط یه هفته بیشتر وقت داشتم ها ...
وای خدا نمیرسم تموم کنم ...من برم درسم را بخونم .برام خیلی دعا کنید.

در ضمن از همه ی اون کسانی که دراون نظر خواهی نوشته ی قبلی شرکت کردند خیلی خیلی ممنون. اونهایی هم که هنوز ندیدند یه نگاهی بیاندازند بد نیست. یه چیز دیگه اینکه ببخشید که من باز مجبورم برای یه مدت دیگه به مفقود شدنم در دنیای مجازی ادامه بدهم !

...دعا یادتون نره !

/ 15 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شكوفه

سلام ......................اميدوارم که هميشه موفق و سر بلند باشی خانومی .....در پناه حق

شكوفه

راستی تولدت هم مبارک ......انشاا..که ۱۰۰۰ ساله بشيد و هميشه پاينده باشيد ....راستی سهم ما رو از کيک فراموش نکنی !!!

جواد

سلام. اولا تولدت رو در اين فصل زيبای خدا فصل زايش و رويش و نشاط تبريک ميگم واميدوارم هموار ه سلامت وتندرست باشيد. بعد هم آرزوی موفقيتتون در امتحان رو دارم. در پايان هم بايد عرض کنم شعر زيبايی بود کمی شبيه تولدی ديگر فروغ اما فکر ميکنم ترجمه اش بايد دوباره ويرايش بشه موفق باشيد

نگاه مست

سلام . خیلی جالب و جذاب می نویسید . تونستی سری هم به وبلاگ من بزن...

بومرنگ ........ رضا

سلام ما دير رسيديم انگار . اما تولدت مبارک ...... بومرنگ آپديت شده ..... با يادداشتی درباره انتخابات ................ منتظرتان .....

پروانه

سلام. با کمی تاخیر تولدت مبارک. پس من چی بگم که دارم ۳۲ ساله میشم ای وای دارم پیر میشم.باورم نمیشه اینقدر زود عمرم گذشته...... امیدوارم لحظه لحظه عمرت سر شار از پیروزی و موفقیت و سلامت و همه چیز های خوب دنیا باشد.

معلمی از بهشت

سلام دوست خوب ناديده ام.تولدت مبارک.اميدوارم از پس امتحانها خوب بر بيای.

rahil

اميدوارم که به خوبی و خوشی تموم بشه اين دعاييه که واسه خودم هم می کنم . مطلب بالايی لينک کامنت نداشت اينجا نوشتم