نژاد پرستی از توهم تا واقعیت (2)

همیشه فکر میکردم نژادپرستی زائیده ی یا تخیل و خود کم بینی آدمهاست و یا تنبل بودن و دنبال بهونه گشتنشون برای اینکه اشتباهاتشون را بتونند گردن دیگری بیاندازند.  مثلا بچه های سیاه پوست که بعد از رد شدن امتحان شفاهی استادها را متهم به نژاد پرست بودن میکردند یا عربهایی که از صحبت کردن با همکلاسی های اروپاییشون فرار میکنند چون میدونند که طرف میتونه تحویل نگیره! البته در این مورد چند سال پیش  یه پست فرستادم به همین نام که یه قسمتش را فرستادم و بقیه اش هم نوشته بودم که در قسمت دوم همون زمان بفرستم ولی وقت نشد ویرایش کنم و نفرستادم که حیف شد چون چند وقت پیش که اتفاقی اون نوشته را دیدم متوجه شدم که با این که نظرم تا حدودی با اون چیزی که چند سال پیش نوشتم فرق کرده اما مقایسه خوبی میشد!  حالا شاید بعد از این مطلب اون یکی را هم اینجا گذاشتم.

خوب به نظر من همیشه نرمال بوده که به هر حال در هر کشوری برای یه سری چیزها مثل استخدام، هموطن خودشون را به یه خارجی ترجیح بدهند. این جور تبعیض ها همه جای دنیا اتفاق میافته حتی اگر با حقوق بشر جور در نیاد! اما تو این چند سال این حقیقت را درک کردم که نه فقط در کار بلکه در درس و امتحان و زندگی و ... یه خارجی "باید " چندین برابر تلاش کنه تا بتونه خودش را ثابت کنه. البته هیچوقت با عربها موافق نبودم که به خاطر رفتار بعضی از اینجایی ها که جواب سلام آدم هم نمیدهند آدم همه را با یه دیده ببینه و خودش را کنار بکشه یا مثل آفریقایی ها و عربها همیشه این پیش زمینه ی فکری را داشته باشه که فلان معلم و بقال و ... باهاش دشمنند و از خارجی ها خوششون نمی آد یا به عبارتی نژاد پرستند!  به نظرم در اکثر مواقع اگر هم رفتارها سرده به خاطر همین سوء پبشینه های فکری است. به هر حال همیشه اقلیتها باید با رفتارشون تعریف درستی از جامعه شون ارائه بدهند به خصوص برای بر و بچه های شمال آفریقا یعنی اهالی الجزایر و مراکش و تونس که تعداد مهاجرانشون در جوامع فرانسوی زبان کم نیست و متاسفانه اکثرشون یه فرهنگی را نشون دادند که حتی بعضی از هموطنانشون از رفتارهاشون خجالت میکشند و  البته چوب این رفتارها را نه فقط مردم هموطنشون در اینجا که همه ی مسلمونها (مثل امثال ما) هم میخورند!

اما اینکه جایگاه ما ایرانی ها تو این ماجرا کجاست؟ خوب من همیشه با خودم گفتم اگر خارجی ها خودشون را کنار میکشند به خاطر خود کم بینیشون است. بر عکس ما ایرانیها از اونجایی که یه جورهایی تو تعریف اینجایی ها از نژاد پرستی جا میگیریم* و یه جورهایی نوعی غرور خاص و افتخار به خاطر ایرانی بودنمون داریم در نتیجه اگر کسی دست کممون هم بگیره خیلی به خودمون بر نمی داریم.

بگذریم ... این بحث مفصله و با مثال روشن میشه که حالا وقتش نیست . اون چیزی که میخواهم تعریف کنم اینه که چند روز پیش برای اولین بار حس کردم یه نفر مستقیما مسخره ام کرد!! اون هم به خاطر خارجی بودنم!! البته این چند وقت خفه شدم ار بس هر کی فهمیده از ایرانم با تعجب و یه جورهایی ترحم ازم حال کشورم را پرسیده! یه جورهایی انگار مردم تو ایران دارند از ترس موشک های آمریکا به خودشون میلرزند یا اینکه در حال سنگر درست کردن هستن!! نمیدونم... واقعا معنی سوالها و نگاههاشون را نمیفهمم! اون قدر این سوالها و نگاهها برام بی معنی است که واقعا نمیفهمم منظورشون چیه و من چی باید براشون توضیح بدهم!؟ حتی گاهی اوقات باید تاکید کنم: ایران ها، نه عراق! (کاش من میفهمیدم چرا اسم عراق را به انگلیسی شبیه ایران انتخاب کردند؟!)


القصه .... چند وقتی است برای گذروندن طرحم تو بیمارستان کار میکنم. چند روز پیش طبق معمول داشتم دکتر و کارآموزش را در ویزیت کردن بیمارها همراهی میکردم. یکی از مریض ها یه پیرمردی بود که داشت برای دکتر از مکان زندگی و ...اش تعریف میکرد. چون حرفهاش چرند بود حواسم رفت پیش تخت کناری (که دکتر جراح برای بردنش اومده بود)؛ یه لحظه به خودم اومدم و حس کردم باید به حرفهای پیرمرده گوش بدهم. متوجه شدم داره به دکتر میگه:

-هر چی باشه ما در یه کشور آزاد زندگی میکنیم! نه مثل (اینجا با دستش به من اشاره میکنه و من را به دکتر نشون میده!) اما جمله ای نمیگه و در ادامه میگه میفهمید که چی میگم؟

دکتر: نه متوجه نمیشم!

باز پیرمرده با دستش من را نشون میده و میگه: مثل بعضیها نیستیم که!

تو اون لحظه نمیدونم چه شکلی شده ام ! اصلا نمیدونم چه عکس العملی باید نشون بدهم! همین باعث میشه خنده ام بگیره!! هم دفعه اول و هم دفعه دوم!! کار آموزه معذب نگاهم میکنه و وقتی میبینه دارم میخندم اون هم میخنده! از اتاق مریض که میاییم بیرون دکتره میگه :"خیلی واضح نبود این آقاهه!"یه جورهایی غیر مستقیم میخواد بگه حالش خوب نیست به دل نگیر! به دل نگرفتم! حس بدی هم ندارم! فقط خنده ام میگیره! شاید چون بار اوله شاید هم چون خوشحالم که آقاهه نمیدونه من کجاییم! مطمئنا ایران آخرین جایی است که میتونه حدس زده باشه (چون اینجا ایرانی اون هم از نوع با پوشش اسلامی بسیار کم است). خلاصه که این جوریه دیگه!

*در مورد اینکه آیا ما واقعا در تعریف نژاد پرستی جایی داریم یا نه ان شا ا... در فرصت مناسب توضیحات بیشتری میدهم.


/ 10 نظر / 19 بازدید
smr shayesteh

سلام ممنون که به وبلاگم سر زدی ازاینکه فهمیدم در خارج از کشور با حجاب هستید خیلی خوشحال شدم امیدوارم راه خود را آگاهانه و با موفقیت به پیش برید لینک شما را در وبلاگم میگذارم. باز هم منتظر شما هستم

President Evil

سلام. برای اینکه نژاد پرستی رو تعریف کرد با مختصات ایران باید اول از خود این کشور پهناور و قوم خیز شروع کرد. این جا وضع تا حدی مسخره و تا حدی هم تآسف بر انگیزه که فلان قوم، خودش رو به هر دلیل برتر از دیگری ای می دونه که مثلآ لهجه ش فرق می کنه... ما متآسفانه دنیا رو متهم می کنیم در حالی که خودمون در ردیف مجرمان هستیم... من متآسفانه به دلیل مشکل تنفسی حاد درست دو ساعت قبل از پرواز مجبور شدم فعلآ دست نگه دارم و الان بعد از یک هفته بستری بودن چند روزی هست که حالم خیلی بهتره شکر خدا. راستی وبلاگ آپدیت شده با عنوان "6 ترانه خاطره انگیز ایرانی." موفق باشی

پریا

سلام نگاه نازم .. یه روزی میرسه انشا’الله باز میشیم مثل قدیم که یه ایران بود و روم ... و ایران یلی بود واسه خودش . اوایل که سرمدداران خرابمون کردند .بعدش خودمون . مقصر تکت تک ایرانیها هستند ! قدرت ایرانی بودنمون را از دست دادیم . اکثر ایرانیها خارج حاضر بگن عراقین زیر توپ آمریکائیها تا بگن ایرانی ....... و به تو افتخار می کنم نگاه نازنین ....

سعید

به نام خدا.سلام. بعد از مدت طولانی به اینجا آمدم و هر دو مطلبی که مانده بود خواندم. هر دو متن را با حوصله خواندم. متن اول (جدیدتر) بسیار جالب بود. به عقیده من ما هم به نوعی در کشورمان به نوعی نژاد پرستی معتقدیم و دامن می زنیم. دوست دارم در این باره مقاله مستقلی بنویسم و البته گمان کنم پیش از این نیمچه اشاره ای کرده بودم. موفق باشید.

الفم

نهم ربيع الاول مصادف است با آغاز ولايت حضرت صاحب الزمان ارواحنا له الفدا. عده اي از دوستان در نظر دارند جهت تعجيل در امر فرج ايشان در روز دوشنبه 27 اسفند ختم قرآن گروهي انجام دهند. لذا از كليه دوستاني كه مايل به شركت در اين كار و بهره مندي از صواب آن هستند دعوت مي شود در اسرع وقت با آدرس الكترونيكي بنده تماس بگيرند و يا در اين وبلاگ كامنت بگذراند. راستي سهم هر فرد انشائ لله يك حزب خواهد بود.

جواد

سلام مطلب خوبی بود. استفاده کردیم. همیشه از خوندن نوشته های ایرانیان خارج مخصوصا اینکه دانشجو هم باشن لذت می برم. احساس می کنم اونها (و شما هم) واقع بین تر هستن و ایرانی بودنشون تنها یک احساس خشک و خالی همراه با تعصب نیست. موفق باشید [گل]

mosft

اگر شما تمايل داريد نام وبلاگ شما در وبلاگ من منتشر شود به آدرس پست الکترونيکي من پيام Yes را با نام خود بفرستيد در غير اين صورت No[گل]

حامد اهوازی

خوشحالم که یک ایرانی واقع بین که اون ور رفته داره ار نژاد پرستی که چشیده صحبت میکنه.میدونی چیزی که شاید باعث شده نژاد پرستی تازگی داشته باشه اینه که اونو تو ایران نچشیدی. من یک عرب خوزستانی هستم و کارمند یکی از ادارات هستم واسه اینکه به اینجا برسم مجبور بودم چند برابر بقیه تلاش کنم تو مملکت خودم البته بگزریم از اینکه با تحریف تاریخ ما رو خارجی صدا میزنند .نمیدونید چطور همه جا با مسخره کرددن لهجه و قومیت و خانواده در جلوی جمع چه عذابی میکشیم و اگر حرفی زده شود ما رو تجزیه طلب و عقب مونده و .. من در یکی از جلسات رسمی همین که فهمیدند من عرب زبان هستم چنان بقیه شروع به مسخره کردن کردن که اینگار یک دشمن پدر کش در جلوی خودشون دیدن اما چه کنیم که مجبوریم اینها رو با شوخی بگذردانیم بله خواهر من در مورد نژاد پرستی اینجا هم باید نوشت ما خودمون از خارجیها بسیار نژاد پرستر هستیم من این رو از روی عصبانیت نمیگم شما تشریف ببرید کانادا و به یکی بگید بلاکی چطور به شما میگند ریسیت(Racist) نژاد پرست حتی در مورد سرخپوستها و اسکیمو ها هم به همین ترتیبه ... به هرحال مطلب جالبی نوشتید

yosefsaber

براتون آرزوی موفقیت ميكنم. انشالله سري بعد باز هم بهتون سر ميزنم[لبخند] ياعلي پس تا بعد........

Alireza

hesse yek irani budan ra dar kharej az keshvar khoob tunestid bayan konid. Alireza az Sydney