وا بکنیم پنجره ها را!

بهار بهار(۱)

 

خوب این هم آخرین پست سال 1385 ! باورم نمیشه ! نمیدونم بگم زود گذشته یا نه ! از کارت‌هایی که برای چهارشنبه سوری به دستم رسید رسیدم یه یکی از سایت‌های کارت الکترونیکی! حس کردم همین دیروز بود که داشتم از این سایت برای نوروز 85 کارت میفرستادم! اما دیروز نبود؛ یک سال پیش بود! بعد که به خود اون یک سال فکر کردم دیدم اوووووه ! چه قدر اتفاق تو این یک سال افتاده! چه بسا خیلی بیشتر از یک سال برام به نظر اومد! میدونین چیه؟ به نظرم میاد که با گذشت زمان، خود گذشت زمان عادی تر میشه! دیگه آدم به عید با اون دیدی نگاه نمیکنه که بچگی بهش فکر میکرد! فوقش میگه عیده دیگه ! نمیدونم شاید هم چون من اینجا تو غربت افتادم و شور و شوق مردم را نمیبینم و هیچ کار خاصی هم نمیتونم بکنم این حس بهم دست داده! اینکه وقتی همه تب و تاب عید دارند ( برای کریسمس) من برام هیچ شوق و شوری نداره و وقتی به عید خودمون میرسه باز هم این حس عادی بودن تو وجودم میمونه! حسی که بهت یاد داده  اگه هیچ کاری هم نکنی و هیچ حس هیجانی هم نداشته باشی بالاخره سال نو میشه! اینجا حداکثر کاری که آدم بتونه بکنه اینه که خودش را لحظه سال تحویل بگذاره خونه کنار سفره هفت سین! حالا اگه قبل و بلافاصله بعدش هم باید بری سر کار و کلاس خوب میری! با همه این ها فکر کنم اگر صد سالم هم بشه حس لحظه ی تحویل سال برام هیچ وقت و هیچ جای دنیا فرقی نکنه و همچنان پر التهاب و پر هیجان بمونه!

norouz12.jpg

 

خوب، باز هم یه بهار دیگه و یه سال تحویل دیگه! یه سال تحویل از یه نظرهایی متفاوت با آنچه تا حالا گذروندم...خوبه ! یعنی خوب که نه اما بد هم نیست! این که هر سالت مثل هم نباشه خودش یه حسن است ! حالا خوبتر شدن یا بدتر شدنش نسبت به سال گذشته بستگی به دید خودمون داره! اینکه بخواهیم خوب ببینیم با نخواهیم! من قراره سعی کنم خوبش را ببینم! به قول یه دوستی میگفت هر چیزی برای هیچی اش هم که نه برای تجربه اش که می ارزه!

سال گذشته سال سختی بود! اون قدر که  باعث شد از وبلاگم، از دوستهای وبلاگی و غیر وبلاگیم دور شم! بدیش این بود که کم کم عادت کردم به این دوری! به اینکه یادم بره تولد دوستهام! اینکه اسمهاشون و آدرسهای وبلاگهای بعضی ها یادم بره! اینکه یادم بره فلان دوستم فوق تو چه رشته ای قبول شده  و ...اینکه عادت کنم به غرغرهای دوست‌هام از بی توجهی‌هام! اون هم برای من‌ای که همیشه مواظب بودم کسی ازم نرنجه و از حال و احوال همه خبر داشته باشم! نمیدونم اثرات بزرگ شدنه یا همنشینی با آدم‌های این تیپی ...اما باید بگم چون اصالتا این مدلی نیستم برام هضم عذاب این دوری و کم توجهی به دوستان (چه مجازی چه حقیقی) سخته!

 اعتراف میکنم که طی سال گذشته خیلی زیاد دلم برای اینجا  تنگ شد ! هم برای اینجا هم برای خوندن نوشته های دوستام ... اما همش مثل کسی که میخواد به روی خودش نیاره کار زشتش تا هم خودش یادش بره هم بقیه، بیشتر از نوشتن فرار کردم! خوشحال نیستم از این موضوع... خب! بسه دیگه ..دوباره آخر سال شد و شروع کردی کارهای بدت را گنده کردن؟! گذشته ها گذشته!

 

دعا کنیم ان شا ا... سال آینده سال قشنگی باشه سالی پر از موفقیت، سلامتی، دوستی، سالی با صلح! اخبار عجیبی جدیدا از ایران میشنوم قیمت ها و درآمدهای عجیب قریب ! فاصله ی طبقاتی سرسام آور... وضعیت فساد و ... حالم گرفته میشه ...اون از اخبار داخلی این هم از اخبار این وری که همش خبرهای ناخوشایند تحریم ،جنگ و تحقیر(۲) است ... اگه از داخل آباد بودیم اصلا مهم نبود که چه کسی این ور آب چی میگه ...اما چیزهایی که جدیدا از ایران میشنوم ...نگرانیم را خیلی زیاد میکنه...

 

از ته قلب آرزوی سلامتی و موفقیت تک تک ایرانیهایی را دارم که دلشون برای وطنشون میتپه.

 

سال نوتون مبارک! 

پ ن۱ : تمام پست را با گوش دادن به این آهنگ بهار بهار نوشتم!

پ ن۲:  300 the movie (قصد ندارم در موردش حرف بزنم چون دوست ندارم با یه موضوع ناخوشایند آخرین پست سال ۸۵ را تمام کنم. فقط خیلی دوست داشتم من هم میتونستم همکاری کنم باهاشون.)

پ ن۳: امسال برای اولین بار خودم سبزه سبز کردم! سبزه ام هم خیلی خوشگل شده! حس خوبی دارم! انگار یه آبادی را آباد کردم یا اتم شکافتم!!

/ 17 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا

سلام عزيزم... سال نو مبارک... انشاالله سال جديد همش اتفاقهای خوب بيفته و گرفتاريها کمتر بشه... و به ما هم افتخار بدی

ساره

سلااااااااااااااااااااااااام... سال نو مبارک... اميدوارم سال ديگه که آپديت می کنی از سال ۸۶ کلی خاطره ی خوب داشته باشی...

سعيد

بنام خدا.سلام. از تعريفی که از سفره هفت سين ما کرديدممنونم. ان شالله شما هم امسال و هر سال ديگه ای سر سفره هفت سين در کنار کسانی که دوستتشون داريد باشيد. حق يارتون باشه.

جواد

روزگارانت هميشه سبز سبز و آسمان دلت آفتابی باد.

پرنده آتش

سلام خانمي سال نو مبارك اره زمان چه زود مي گذره نمي دونم اين سومين عيد به هم تبريك ميگيم يا دومي ولي آرزو مي كنم تا ۱۰۰ دوام بياره اگه نگي اين چقدر از خدا عمر مي خواد

رامين

سلام سال نوت مبارک. البته ببخشيد با تاخير... من که هنوز سبزه درست نکردم تا حالا

ايدا

هميشه براي کسی بخند که ميدونی به خاطر تو شاد ميشه... واسه کسی گريه کن که ميدونی وقتی غصه داری و اشک ميريزی برات اشک ميريزه... براي کسی غمگين باش که در غمت شريکه... عاشقه کسی باش که دوستت بداره

(پیچک خواب)##angel

سر سبز ترين بهار تقديم تو باد آوای خوش هزار تقديم تو باد گويند که لحظه ايست روييدن عشق آن لحظه هزار بار تقديم تو باد سلام دوست من.سال نو مبارک وبلاگ خودمونی و قشنگی داری. من از طريق حميد رضا از وبلاگ سبوی عشق با شما آشنا شدم. خوشحال ميشم اگر به کلبه درويشی منم سر بزنی. راستی با تبادل لينک موافقی؟ دوست جديد بشيم و اين حرفا... بهم سر بزن. يا علی

President Evil

سلام. من که دیگه حافظه م خوب کار نمی کنه سر پیری.. باز قبلن می گفتی یه چیزی! وبلاگ رو با ترجمه ای از آهنگ "نیایش" (سامی یوسف) آپدیت کردم. سری بزن و من رو از کیفیت کارم باخبر کن. ممنون.