اختلاف

 در اون باشگاهی که در پست قبلی گفتم يکی از دوست‌ هام هست که به طور مستمر شرکت ميکنه. يکی دو بار بعضی از خانم‌ها در مورد نوع پوشش بهش گير دادند و چند باری ازش خواستند که لباس‌های پوشيده تری بپوشه که اين دوستم به دليل اينکه همه ی کسانی که در اونجا حضور دارند خانم هستند قبول نکرده. و البته اون طور که خودش تعريف ميکرد و من متوجه شدم متاسفانه برای پايان دادن به بحث، موضوع هميشه به شيعه و سنی ختم می‌شده که ما چون شيعيم قوانينمون با شما فرق می‌کنه. (اين طور که من فهميدم دسته ای از سنی ها حجاب را در مقابل زن غريبه هم واجب ميدونند). خلاصه بعضی‌ها اعتقادشون اين طوريه. اما در ايران خودمون هم خيلی ها هستند که با موزيک و طرز لباس و ...حتی در عروسی‌ها مشکل دارند و اين اختلاف شيعه و سنی نميشه که ما زود بهش برچسب اختلاف بزنيم. ميخواهم بگم به نظر من ما حق نداريم وقتی يه اختلاف به وجود مياد سر مذهب خرابش کنيم (به خصوص اگه واقعا دينمون را نميشناسيم). نميگم من خودم تا حالا نکرده ام. چرا، تا حالا برای من هم زياد پيش اومده که بگم اون چيزی که شما حرام می‌دونيد ما نمی‌دونيم (مثلا در مورد بلا مانع بودن استفاده از کلاه گيس به جای موی سر هنگام بحث ممنوعيت حجاب در آزمايشگاه ) اما هر وقت يه اختلافی پيش اومده سعی کردم دليل و مدرک قانع کننده يا ارائه بدهم يا بخواهم. اصلا به نظرم بايد تا جايی که ميشه از بيان اختلافات اون هم همراه با اتهام پرهيز کرد. خيلی وقتها خيلی چيزها اختلاف نيست بلکه تفاوت تعبير تفاوت فرهنگی و ... است.

به هر حال اونچه که من در برخورد با دوستان اهل سنتم در اينجا متوجه شدم اينه که هميشه هر وقت بحثی پيش مياد اگر بفهمند که من شيعه هستم سريع اون موضوع را ربط به شيعه بودنم ميدهند حتی اگر خودشون هم سرش توافق نداشته باشند. همين طور خيلی وقتها ما خودمون (برو بچه های شيعه) هر وقت بحثی ميشه برای فرار کردن از آوردن دليل و مدرک (يا متاسفانه نداشتن اطلاعات) سريع اون را به مذهب می‌چسبونيم و خودمون را راحت می‌کنيم غافل از اينکه بعضی وقت‌ها هر دو نفر يا يه چيز را بيان می‌کنيم يا اينکه برداشت‌هامون از حرف همديگه اشتباه است. (مثل داستان انگوری مثنوی معنوی که يه نفر عنب ميخواهد يکی انگور و ...)

دو خواهر دو قلو هستند که از بچه های مراکشی‌اند اولين بار با يکيشون که صحبت می‌کردم وقتی فهميد ایرانی ام کلی در مورد شيعه اطلاعات ريخت بيرون! برام جالب بود چون معمولا اينها در مورد شيعه درست تحقيق نميکنند. يا نميدونند چيزی را يا اگه ميدونند اشتباه است. فهميدم پدرشون يک بار در يکی از جلسات شيعيان شرکت کرده و بعد از اون تصميم گرفته که بيشتر در اين مورد تحقيق کنه. اون دختر بهم می‌گفت در مدارس دينی هميشه توصيه می‌کنند که هيچ وقت با شيعيان بحث نکنيد چون حتما قانعتون می‌کنند. وقتی اين حرف را بهم زد تازه فهميدم که چرا وقتی يه موضوع دينی پيش مياد بعضی ها به محض اينکه ميفهمند من شيعه هستم ديگه بحث را ادامه نميدهند و روشون را بر ميگردانند.

وقتی اين دو خواهر دوقلوی سنی مذهب خيلی با ناراحتی از رفتار همکيشان خودشون صحبت ميکردند و رفتارشون را نسبت به شيعه زير سوال ميبردند من هم از خودم بدم اومد. با خودم گفتم ما هم دست کمی از اونها نداريم. چرا ما هيچ وقت سعی نمی‌کنيم رفتارمون را زير سوال ببريم؟ چرا هيچ وقت نميگيم جشن عمر گرفتن و به صحابه پيامبر تهمت زدن و حرفهای بد زدن گناهه؟ چرا به خودمون اجازه می‌دهيم وقتی نه تحقيق درست حسابی در تاريخ کرديم و نه در جايگاه قضاوت قرار داريم به هر کسی هر تهمت و حرف ناروا و لعنتی را ببنديم؟ يه بار يه بحث شيعه و سنی را در دو وبلاگ دنبال ميکردم...با خوندن هر کدوم از اونها خجالت می‌کشيدم. خجالت ميکشيدم از اينکه به خودمون اجازه می‌دهيم اين طور وقيحانه در مورد هم اظهار نظر کنيم. در دنيايی که اين همه تبليغات می‌شه برای بد نشان دادن جلوه ی اسلام و مسلمين، وقتی دو مسلمان به جای اينکه دست دوستی به طرف هم دراز کنند و از تشابهات حرف بزنند و متحد باشند، رو به هم تير اتهام نشونه می‌گيرند، واقعا خجالت آوره! اختلاف همه جا هست و در همه چيز. اختلافات سليقه ای، اعتقادی، اجتماعی در همه جا و در همه ی زمينه ها ديده ميشه. حالا يا بين برادرهای خونی يا برادرهای دينی. حتی دو نفر که سالها با هم زندگی ميکنند ميتونند با هم اختلافاتی داشته باشند. به نظر من اين اصل اختلاف نيست که بايد زير سوال بره بلکه مهم اين است که اين اختلاف باعث کدورت، تحقير و اتهام کسی نشه.

 (ادامه دارد...)



تازگی شبکه خبری يورو نيوز وقتی آب و هوای اروپا را نشان ميده دوربين به طرف ترکيه که مياد از روی عراق رد ميشه تا به تهران برسه، درجه ی هوای تهران را نشون ميده و دوباره به سمت دريای مديترانه برمی‌گرده! خيلی عجيب و جالبه برام. در اين بين با اينکه از روی بغداد و ترکيه هم رد ميشه آب و هوای هيچ جای ديگه را مشخص نکرده و فقط تمام اين راه را طی می‌کنه برای هوای تهران! وقتی هنوز اکثر شبکه های خبری موقع اعلام آب و هوای جهان همچنان تهران را نه در قسمت آسيای ميانه و نه در قسمت خاورميانه ذکر نميکنند(يه جورهايی ميشه گفت حذفمون ميکنند) اين عمل يورو نيوز که معمولا اخبارش همچين به نفع ما هم نيست و يه جورهای مغروضانه به ضررمونه جای تعجب داره برام! به هر حال هدفشون هر چی هست به خاطر اين کارشون دستشون درد نکنه! D: من که خيلی کيف ميکنم !!

 

/ 20 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجيد زمستان

سلام ... / به نظر من ... اصلا نبايد در مورد پوشش بقيه نظر داد يا اينکه شيعه يا سنی ها چی ميگن و از اين حرفا ... هر کس بايد کارش به کار خودش باشه .... نميخواد کلی احکام و دين و مذهب ياد بدن ... همينو ياد بدن کافيه ! ...... //// ايول. ... يوروونيوز واسه تهران مرام گذاشته ! .. . /// مرسی که بهم سر میزنی ... به روز شد ... خوشحال ميشم بيای اينطرفا ... خوش باشی .. بدرووود

علی

سلام دوست عزيز. شرمنده که با تاخير چند ماهه خدمت رسيدم . من هميشه از مطالب زيبا و جذاب شما استفاده ميبرم . در رابطه با بحث شيعه و سنی که نوشتيد منم باهاتون هم نظر هستم . متاسفانه خيليها میخوان کمبود مطالعاتی و تحقيقاتی خودشون رو با برچسب زدنها و توجيهات غير منطقی جبران کنند. یا حق. موفق و سربلند باشید.

حسین عابدی

این مطلب جدیدتان را خواندم.خیلی جالب بود. وبلاگ نیم نگاه زیبا هم با عنوان ،،غذا خوردن در خانواده های اصیل آلمانی،، به روز شد. خوشحال می شم که به وبلاگم سر بزنید.

بومرنگ

با سلام ......... موافقم بايد يك روز اختلاف بين مذاهب خاتمه پيدا كنه .. و حتي ميان تمامي اديان .

ghazaleh

منم واقعا نميدونم چرا در فرهنگ ما تحقيق در مورد دين وجود نداره ... همه چيز شده كليشه هاي ساده ... حتي خيلي از مسلمونا هستن كه نميدونن اصلا تو قران چي گفته شده ... خيلي ها به عربي خوب ميخوننش ولي نميرن دنبال مفاهيمي كه قران مطرح كرده .. من خيلي دوست دارم كه در اين زمينه تحقيق كنم ولي تا به حال فرصت نشده يا به عبارتي توفيقش نصيبمون نشده

خاطراتچی

سلام . به مناسبت روز بزرگداشت حافظ اين بار سعی کردم چند کلمه ای از غربت حافظ نزد ساير ملل بنويسم.

...

خیلی عقده ای شدی؟!

Silver

دمای تهرانو نشون میده واسه سربازهای آمریکایی که خودشوونو آماده کنن!!! (لابد دیگه! من که چیز دیگه ای به ذهنم نمیرسه!) در مورد شيعه و سنی هم باهات موافقم تا حدی!(حدش زياده اما کامل نیست!)

Silver

اهم اهم!چند نکته!! اولش اينکه جلوی خوابگاه دخترا رو زنجير کشيدن که ديگه اگه قبلا ميشد با اتوبوس بری جلوی در ورودی حالا ديگه مجبورن دخترا رو جلوی نقليه پياده کنن که ديگه خودت حسابشو بکن!! دومش کامپيوترهای کتابخونه ست که کردنش ۴-۵ تا ... يه مسئولم دائم پاش وايستاده ...بعدشم اينکه يه مدت پيش يه عمليات پاکسازی انجام دادن ... مغازه هله هوله فروشی بازارچه اصلی رو بستن ... جاش لباس فروشی بازارچه دومی رو گذاشتن ... در طول تابستون هم اومدن طرف خوابگاه دخترای بازارچه (همونجايی که ملت ميشستن ها ... از طرف يادمان که ميرفتی خوابگاه دخترا ... بعد از انتشاراتيه ... ) رو ديوار کشيدن!! دخترا بايد واسه رفتن به بازارچه ... کل ساختمون امور کانونها رو دور بزنن و از کنار نقليه بيان تو يادمان ... از جلو بسيج و بهداری رد بشن تا برسن به بازارچه ... يا از طرف بالا از کنار سلف آزاد برن!! البته با تجمع صنفی خود دختر ها توی همون تابستون ديوار رو خراب کردن!! خواستم آخرين اخبار صنعتی رو داده باشم!!

رضا

اگه سني ها هم مثل شما فكر ميكردن خيلي از مشكلات حل مي شد اما چي بگم كه از نظر خيلي هاشون با كشتن ۵ نفر شيعه بهشت براشون واجب مي شه اگه باور نداري يه گپي با شيعه هاي عراق بزن تا بفهمي