سیگار

بالاخره دارم مینویسم! واقعا خیلی شرمنده ام که این همه وقته اصلا اینجا نیومدم . راستش آخه دقیقا همون موقع که من وقت داشتم این پرشین گیر کرده بود. البته من که خدا خدا میکردم این مشکل تا ۱ ماه دیگه ادامه پیدا کنه تا بلکه من با خیال آسوده به درسم برسم نه با عذاب وجدان! اما نشد دیگه همش دو روز بود!

یه ماه دیگه امتحانها شروع میشه  . شدید استرس دارم . آخه وقتی همه سال بخوری و بخوابی و درسها را جمع کنی برای دقیقه آخر همین میشه دیگه ! هر جور نگاه میکنم احساس میکنم نمیرسم!

شنیدم از اول دسامبر امسال (البته اگه اشباه نکنم چون من خیلی اخبار گوش نمیدهم ) فروش دخانیات به بچه های زیر ۱۶ سال ممنوع شده . من که خیلی از شنیدن این خبر خوشحال شدم هر چند که فکر نکنم خیلی تاثیر داشته باشه ولی این چند وقت از بس بچه های فسقل مسقل دیدم که سیگار لای انگشتهاشون بود و کلی هم کلاس میگذاشتند برای خودشون و افه می اومدند حالم به هم خورد.این چند وقته ماه رمضون هم شامه ام انگار در گرفتن بوی سیگار حساس تر شده بود این بود که بیشتر روی آدمهای اطرافم دقیق میشدم که کیه که این دود را راه انداخته!؟ و متاسفانه اکثرا میدیدم دخترهای ماکزیمم ۱۵ ساله اند که به سبک بیشتر خانمهای ایرانی (یعنی جلف) آرایش کرده اند و یه سیگار لای انگشتشون گرفتند!  خیلی مسخره است که یه نفر خودش را از ادکولن خفه کنه کلی هم مواظب سر و وضعش باشه اما وقتی باهات حرف میزنه بوی گند سیگار از حلقش بخوره تو صورتت ! چند تا از همکلاسیهام این طوریند. تقریبا هم همشون سیگار را از همون بچگی شروع کردند.

نکته جالبی که در تحقیق و تفحصم! در این مدت بهش رسیدم اینه که سیگاری سیاه پوست خیلی کم داریم! در عوض اکثرا کسانی که خانواده های محکم و ثابتی ندارند یا خارجی هایی که خودشون را گم کرده اند بیشتر سراغ سیگار میرند. برای همین هم هست که بین نوجوانها سیگار زیاده . فکر کنم یه جورهایی با این کار میخواهند نشون بدهند که بزرگ شده اند!( چه قدر این دوران نوجوانی سن مزخرفیه ! همه هنوز بچه اند اما خیلی احساس بزرگی میکنند! خوب شد این دوره را رد کرده ام!:)) )

 من که شخصا وحشتناک با سیگار و سیگاری مشکل دارم .به خصوص که یکی از عزیزانم را به خاطرش از دست داده ام. به محض اینکه دود سیگار بهم بخوره بدون هیچ خجالتی سریع نشون میدهم که حالم از طرفی که داره سیگار میکشه بهم خورده و بهش نشون میدهم که باعث آزار و اذیتم شده! به خودم میگم شاید رفتار من زشت باشه ولی اون هم شاید به این نتیجه برسه که رفتار اون هم زشته! شاید اون وقت تصمیم بگیره کنار بگذاره! سر این موضوع خیلی با دوستهام بحث داشتیم آخه با هم که بیرون میرفتیم اگه وارد یه مغازه میشدیم که بوی سیگار می اومد یه جوری که مغازه دار هم حتما بفهمه میگفتم اینجا بو سیگار میاد... جنسهاشون بو میده و...خلاصه نمیگذاشتم کسی چیزی بخره! حتی اگه طرف بیرون از مغازه اش سیگار میکشید! خلاصه این موضوع هم یکی از اون موردهایی است که من اصلا با سکوت از کنارش نمیگذرم.

حالا باز خدا رحم کرده تو ایران باز دخترها الحمدا... عاقلند و سراغ این چیزها نمیرند. دبیرستانمون برای کنکور یه معلم مرد داشتیم، وقتی می اومد تو کلاس دو ردیف اول کلاس خالی شده بود و همه خودشون را عقب جا داده بودند .آخه آقاهه سیگاری بود همش هم سرفه میکرد بعد بوی گند سیگارش ردیف های اول را خفه میکرد! فقط من و دوستم بودیم که سنگر را ترک نکردیم و تنها بازمانده نمیکت اول بودیم . در عوض هر چند دقیقه یه بار مجبور بودیم نفسمون را حبس کنیم !
اینجا هم یکی از استادها هست که اتاقش همیشه پره دوده .(دلم برای سگش میسوزه که همش تو اون اتاق زندانیه! آخه استاد پیره فکر کنم تو این دنیا هم همین یه سگ را داره که با خودش دانشگاه هم میاردش!)این جناب استاد یه مزیتی که دارند اینه که هر بار سر کلاس ها حتما ۵ دقیقه استراحت میده! آخه خودش را باید به سیگارش برسونه وگرنه خفه میشه!!! در عوض سر کلاس ۲۰ بار صداش میگیره و سرفه میکنه ! 

 واقعا نمیتونم بفهمم این سیگار چی داره که خیلی ها را گرفتارش کرده! نمیدونم شاید اونهایی هم که گرفتارش شده اند یه روزی همین سوال را میپرسیدندو برای یافتن جوابش بوده که خودشون هم گرفتار شده اند!! 

 به دلیل همون مشکلاتی که در پاراگراف دوم ذکر شد متاسفانه نمیتونم خیلی زود زود به همه دوستان سر بزنم .البته سعی میکنم حتما سر بزنم اما من یه مشکل دیگه ای هم دارم و اون اینکه به دلیل تدابیر شدید امنیتی ای که برای کامپیوترمون در نظر گرفتیم (از بس مورد حمله واقع شده تا حالا )نصب انواع و اقسام برنامه های  security  باعث شدند که نه تنها کامپیوتر از حمله ی سایتهای تبلیغاتی و ویروسها تا حدودی در امان باشه بلکه دیگه خیلی از سایتها را هم باز نمیکنه ! از جمله قسمت نظر خواهی بعضی از وبلاگها ! در این مدت شده به بعضی از وبلاگها ۸ بار سر زده باشم . تمام مطالبش را هم خونده باشم اما نظر نگذارم! خوب از طرفی برای شما خوبه که چشمتون به نوشته های من نمیخوره! اما یه موقع خدای نکرده این نظر ندادن را حمل بر کم محلی و سر نزدن نگذارید! هستم اما دیده نمیشم!

 

/ 18 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ali

سلام. راستشو بخوای بقول يه سيگاری قديمی سيگار کشيدن يه نوع مرضه نه يه عادت . يه بار يه رئيس دخانيات به دولت پيشنهاد داد تا بخشی از کمبود بودجه رو با افزايش قيمت سيگار جبران کند که هم مشکل مالی دولت حل بشه و هم يه اقدام بازدارنده برا برخی ادما باشه.در هر حال مطلب جالبی بود. براتون آرزوی موفقيت دارم. خدا نگهدار

mehrdad

ashegh age tanha bemoone mimireh pas beya hamishe ahegh baghy bemoonim va ba ashk be eshgh bemirim ke en tanha arezuye asheghas .....mehrdad

معلمي از بهشت

سلام اميدوارم از پس امتحانها به خوبی بر بيای و به قول خودم بزنی تو گوش درسها.اون روز وقتی تو مغازه ديدم پسرک چهارده پانزده ساله برای خريد دست دست می کنه حدس زدم مشکلی وجود داره.گفتم يا پول نداره يا ....وقتی سيگار خواست خيلی ناراحت شدم چتد بار اومدم مغازه دار رو توجيه کنم به اين بچه ها سيگار نفروشه اما نمی دونم چرا چيزی نگفتم.

janaan

سلام دو ست / بسيار سايت زيباداريد/ مو فقيت بيشتر آرزو ميكنم...

شكوفه

من خوب می دانم : بين ديدن و پنجره ..... هميشه فاصله هست ! اين را با تمام وجودم .......... حس کردم !! سلام خانوم گل ....ممنون از همه ی توجه و محبتت ...اميدوارم که امتحانت رو به خوبي و با موفقيت پشت سر بگذاری ...راستی عکس العملی که در مقابل همه ی سیگاری ها داری درست مثل منه ....من هم خیلی رک و بدون رودرواسی بهشون اعتراض می کنم و می گم که از سیگار کشیدنشون احساس بدی دارم .به نظر من این بهترین برخورده تا شاید بفهمند که کارشون چقدر اشتباهه !!..در پناه حق پاينده باشی و سرفراز

سارا

سلام عزيزم... البته تو ايران هم دخترا دنبال اين چيزا ميرن! ظاهرا سيگار دست گرفتن يه جور کلاسه که ما حاليمون نيست!!:)) ولی متاسفانه چيزيه که وحشتناک بين جوانها زياد شده..... خدا رحم کنه......... من هم نمی فهمم اين سيگار چيه که....

نيما

سلام. جالب بود. به اميد روزی که زمين عاری از سياهی بشه. .. راستی از اينکه اومدی به کلبه من خيلی ممنون ببخش دير بهت سر زدم نبودم. هر جا که هستی شاد باشی و خدايی

شكوفه

و اما.................... چگونه شعری بسرايم که وصف تو را بیانگر باشد و گویای مهربانيت ... حتی دلم هم عاجز شد که چگونه دل سپرده ای باشد برای اين همه پاکی و زلالی چشمانت....! نگاه عزیز سلام .....ممنون به خاطر همه ی محبتهات ...اميدوارم که هميشه شبهايی روشن تر از روزهای بهاری داشته باشی .....يلدايت مبارک عزيزم .....درپناه حق

پرنده آتش

سلام از همه اينا بدتر اينه که مجبور باشی با يه سيگاری زندگی کنی و خودت سيگاری نباشی ..... يا به مرور اونقدر عادت کنی تا سيگار بکشی

ياد

میلاد حضرت مسیح مبارک ،تعطیلات خوش بگذره....