أولم یسیروا فی الارض فینظروا کیف کان عاقبه الذین من قبلهم

خیلی وقته ننوشتم. راستش دیگه انگیزه ای برای نوشتن ندارم. به نظرم امروز اونقدر میزان اطلاع رسانی و فرهنگ سازی زیاد شده که دیگه شاید رسالتی بر عهده ی من نیست. تازه، از سال 88 به این طرف، من هم از دل و دماغ افتادم و اون حس یاس و سرشکستگی مثل خیلی های دیگه تو من هم ریشه دونده!

چندی پیش داشتم با دوست کونگویی م که قوه تحلیل خوبی داره صحبت میکردم. به نکاتی اشاره کرد که برای من ای که خیلی وقت است دست از مقایسه کشورهای پیشرفته و در حال توسعه کشیدم جالب اومد. گفتم نکته ی جالبی است برای اشاره و گردگیری خونه ی مجازیم. شاید هم حسن ختام نوشتنم...

این دوستم کارش جوریه که هر بار با یه گروه کار میکنه و برای همین آدمهای مختلف و روحیاتشون دستش اومده.

از نظر اون کار کردن با مهاجرین عرب وحشتناکه. چون کارها را همیشه به تاخیر می اندازند و تازه دست آخرهم هردمبیل انجام می دهند. مثلا برای پر کردن یه سری برگه های آماری که به بهتر کار کردن شرکت کمک میکنه، اول اینکه پر نمیکنند ونمیفرستند تا یادآواریش برسه و بعد که مهلت ارسال رو به پایان است همون طور الابختکی فرمها را پر میکنند. در حالی که در گروههای بلژیکی این جوری نیست.

 یا مثلا براش جالبه که کارمند بلژیکی روز اعتصاب وسایل نقلیه هر جوری هست خودش را به محل کارش میرسونه (حتی اگر لازم باشه تاکسی به هزینه ی شرکت بگیره) اما کارمند مهاجر، خوشحال از اینکه دلیل خوبی برای نرفتن به سر کار پیدا کرده، توی خونه استراحت میکند!

 دیگه اینکه میگفت در کشوری مثل کشور خودش مثلا پدرش با اینکه سنی ازش گذشته ولی جرات نمیکنه کارش را به دست کسی بسپاره چون میدونه هیچ کی به دلسوزی خودش کار نمیکنه. در حالی که مشاهدات اون از کارمندهای دور و برش که هر کدوم یکی از فروشگاههای زنجیره ای را اداره میکنند اینه که اکثر بلژیکی ها طوری کار میکنند که انگار سود و زیان متحمل خودشون میشود.



این روزها هر جا نگاه میکنی خبر از انقلاب و تظاهرات و خروج حاکمان مستبد دنیاست. نمیدونم این قدرت چیه که هر کی بهش میرسه دو دستی بهش چسبیده! فقط میدونم ارزشش به اندازه ی ریختن خون هموطنها نیست و تاریخ ثابت کرده به محض اینکه حکومتی دستش یه خون شهروندانش آغشته شد، اون خون بی جواب نخواهد موند و شمارش معکوس برای عمر اون حکومت شروع میشه. فقط حیف که چه کم از تاریخ درس میگیریم.   

آیا اینان سیر در زمین نمی‌کنند تا بنگرند سرنوشت آنان(طغیانگران پیشین) چگونه شد...؟ (روم، 9)

 

/ 0 نظر / 20 بازدید