گل گلدون من!

از وقتی از ایران برگشتم تمام گل و گیاههام رو به احتضارند! گلدون بزرگه را پیش یکی از دوستهام گذاشتم. اما انگار خونه اش همیشه مثل خونه ی خانم هابیشان تاریک بوده! وقتی رفتم پسش بگیرم یه هو شوکه شدم! گل بیچاره تمام برگ بزرگهاش رفته بودند و تبدیل به یه چوب با برگهای کوچولوی سبز متمایل به زرد شده بود! وقتی مجبور شدم به دلیل خرابی آسانسورمون یه چند روز دیگه هم خونه دوستم بذارم بمونه حس میکردم گُله داره صدام میزنه و میگه خواهش میکنم دیگه من را اینجا نذار!!! فکر کنم برای همین هم باهام قهر کرد و بعد هم که برش گردوندم باز هم بدتر و بدتر شد! برای آشتی کردنش راضی شدم بالاخره برم خاک بخرم و کلی دست درد گرفتم تا اون بسته ی سنگین خاک را با خودم کشیدم! بی فایده! امشب دو تا شاخه قدیمی ها خیلی راحت از خاک در اومدند! انگار هیچ وقت ریشه ای نداشتند! عوضش در زیرٍ شاخه بزرگه یه شاخه برگ کوچولو در اومده ! عجیب این مرگ و زندگی با هم هماهنگند!
حالا فعلا برای گیاه "بامبو"م ناراحتم که اون هم زرد زرد شده! تک تک جوونه هاش که کلی برا هر کدومشون ذوق کردم خشک شده اند و پیچهاش داره پله پله زرد میشه! امروز همه زردها را چیدم! دلم نمی اومد جداش کنم ولی گفتم این جوری شاید این پیچ آخری سالم بمونه. حالا موندم سر بریدگی را باید شمع آب شده بذارم؟ آخه اون که داشتم یه چیزی مثل شمع به سرش داشت. اگر کسی راه حلی سراغ داره بگه تا دیر نشده بامبوم را نجات بدهم! 

/ 8 نظر / 12 بازدید
بیژن

درودبرگرامی همدل. من تارنگاری دارم که درآن درباره گذشتار ایران مینویسم. اگر دوست داشتی چیزی در مورد گذشتار ایران بخوانی به تارنگار من سری بزن. شادوپیروزباشی. بدرود.

پیشامد

سلام نگار جان از همه اینها که بگذریم یه تبریک حسابی بهت بگم میدونی چرا؟ چون چه با احساس یه گیاه را میبینی و تک تک اعضاش را حس کردی شکرالله موفق باشی[لبخند][لبخند][لبخند][گل][گل][گل][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست]

یادداشت های شبانه

من که متاسفانه تو باغبونی تجربه ای ندارم همون 10 سال پیش که اومدم به باغچه خونمون برسم خانمم گفت مگه بازنشسته شدی؟ دیگه کم این کار را می کنم. ولی امشب مصمم شدم یک گل برا خودم بگبرم بزرگ کنم. چه گلی اینجا ها بیشتر دوام می آره ؟[گل]

حاج علی

سلام خواهر ارجمند و بزرگوارم ممنونم که هنوز مرا بخاطر دارید واز اینکه قابل دانسته و به کلبه محقرم قدم نهادید ضمن سپاس فراوان استدعا دارم کماکان مرا از راهنمائیهای ارزنده خویش محروم نفرمائید

حاج علی

سلام مجدد از اینکه ایران بودید و اطلاع نداشتیم خیلی حیف شد . اگر مطلع می شدیم تلاش می شد تا حد اقل در یک جلسه نقد وبلاگها(http://sunday.blogfa.com/)حضور میافتید . قطعا برایتان خاطره انگیز بود و برای ما نیز باعث افتخار در هر حال برایتان موفقیت و سلامتی و سربلندی هر چه بیشتر ارزومندم

حمید رضا

همیشه دوست داشتم و دارم گل و گلدونهای زیادی داشته باشم ولی متاسفانه هیچ وقت تو پرورش گل موفق نبودم و همیشه گلهایی که کاشتم و نگهداری کردم خشک شدن جدیدا یه دیفن کاشتم که خوشبختانه گرفته و امیدوارم سرآغاز خوبی برا بعدی ها باشه که قراره داشته باشم

حمید رضا

با آرزوی جونه های جدید و با طروت برا گلهای شما [گل][گل][گل][چشمک]

موسیو گلابی

چرا نظرات بالایی بسته شده؟ می خواستم بگم منم همین وسواس رو داشتم و هنوز هم دارم ... نزدیک 18 ساله که این وسواس رو حفظ کردم همچنان ... اسم بامسماییه اسم نگاهف موفق باشی نگاه عزیز!