نژادپرستی: از توهم تا واقعيت(۱)

چندی پيش همون طور که ميدونيد در فرانسه و بعدا در کشورهای اطراف اون سر و صداها و شورش‌های زيادی به راه افتاد که با اينکه به بهونه کشته شدن دو نوجوان شروع شد اما در حقيقت هدف و حرف اصلی شورشی‌ها خسته شدن از تبعيضی بود که اعتقاد داشتند در يکی از بزرگترين و دموکرات‌ترين دولت‌های اروپايی اتفاق می افته.

من اصلا قصد ندارم به اين موضوع از دريچه ی سياسی نگاه کنم و سياست‌های اروپايی‌ها را نقد کنم (اصلا صلاحيتش را هم ندارم) فقط به عنوان يک ناظر سوم ميخواهم کلا اون چه که من از نژاد پرستی و تعاريف اون از صدا و سيمای فرانسه در گفتگوها و ميزگردها در اين زمينه شنيدم و پس از اون، اون چه را که در اينجا از زبان دوستانم ميشنوم و دست آخر هم در جامعه ی خودمون ايران و بين ايرانی ها ديده و شنيده ام در اينجا به تصوير بکشم. 

۱)در فرانسه

عرب‌ها و سياه‌های فرانسوی بعد از ماجرای کشته شدن دو نوجوان و يه سری ماجراهای ديگه کم کم شروع به شورش و آتش زدن ماشين‌ها در فرانسه به خصوص در محله های اطراف شهر که مخصوص فقيرتر ها و خارجی‌هاست کردند. اونها مطالبات زيادی داشتند، از جمله اينکه چون اسمشون و شکلشون با فرانسوی ها فرق ميکنه نبايد بهشون متفاوت نگاه بشه و بايد مثل بقيه ی جوان‌های فرانسوی کار داشته باشند و از امکانات مساوی بر خوردار باشند.

 البته اين ماشين سوزوندن‌ها و خسارات چون در همون محله ها رخ ميداد فقط برای خودشون ايجاد مزاحمت ميکرد. برام جالب بود وقتی با يکی از کسانی که ماشينش سوخته بود مصاحبه ميکردند ميگفت من همين يک ماشين را داشتم و برام از لحاظ مالی خيلی با ارزش بود حالا ديگه اين را هم ندارم ولی مهم نيست ...اگر از اين طريق اين جوونها ميتونند حرفشون را به گوش مسوولين برسونند و به چيزهايی که ميخواهند برسند من از اين کارشون ناراحت نيستم! 

 اين نسل‌های بعدی مهاجرين اوليه هميشه در يک سر در گمی وجود دارند چرا که در مملکتی که به اون از لحاظ خونی تعلق دارند هيچ تعلق، شناخت و آشنايی ندارند و مثل غريبه ها ميمونند (به قول يکی از عربها در مصاحبه اش ميگفت در کشور آبا اجداديمون فقط به ديد يک فرانسوی پولدار بهمون نگاه ميشه که ربطی به بقيه ی ساکنين نداره) و در کشوری هم که در اون به دنيا اومده و بزرگ شده اند باز غريبه و خارجی به حساب می‌آیند و حتی اگر فرهنگ آبا و اجداديشون را هم پنهان، کتمان و يا فراموش کنند باز هم تا حدودی لهجه و قيافه ی متفاوت دارند (و در اينجا بهشون ميگويند عرب کثيف!).

خلاصه اين که اين سر و صداها باعث شد تا مسوولين فرانسوی متوجه اين آتش زير خاکستر بشوند. ميز گردها و بحث‌های کارشناسانه شروع شد و در شهر حکومت نظامی بر قرار شد. 

نيکولا سارکوزی وزير کشور فرانسه حرف‌هاي اهانت آميزی زد (هر چی فکر کردم چون مربوط به خيلی وقت پيشه يادم نيومد چی گفت) که مردم را بسيار عصبانی و بيشتر تحريک و به خيابون‌ها کشاند. طوری که حتی بسياری از فوتباليست‌ها و بازيگران خارجی سينمای فرانسه در مقابل حرف‌هاش واکنش نشون دادند. او در يکی از ميزگردها گفت خودش هم فرانسوی الاصل نيست اما کاملا فرهنگ فرانسوی داره و اگر درست يادم باشه ميگفت که بقيه هم اگر ميخواهند فرانسوی به حساب بيايند بايد فرهنگ اوليه شون را فراموش کنند. خلاصه که حرف‌های چرند زياد زد، در حرف‌هاش فقط يه حرف منطقی داشت که از اول تا آخر صحبت‌هاش را به اون ختم ميکرد: اينکه رفتارهای وحشيانه ی شورشی ها را زير سوال ميبرد و يکی يکی رفتارهای وحشيانه ای که اتفاق افتاده بود را تعريف ميکرد به طوری که بيشتر از اون چه که اين سوال به ذهنت برسه که چرا و به چه دليل اين رفتار و اين اتفاق ها به وجود اومده اين به نظرت می‌اومد که همه ی اين ناراضی ها يک سری انسان‌های مريض و خطرناک هستند. خيلی وقت‌ها هم جواب هاش به نظرم خيلی مسخره بود! مثلا در جواب دختر بلوندی که میپرسيد چرا هميشه وقتی پليس برای در خواست کارت شناسايی جلوشون را میگرفته هميشه فقط از دوست عربش کارت خواستند و نه از اون که بلوند و سفيده با اينکه هر دو فرانسوی و متولد فرانسه هستند (در حقيقت با اين کارشون هر بار دوست عرب الاصلش را خورد کردند) فقط تونست بگه ما نميتونيم همه ی پليس‌هامون را کنترل کنيم و آموزش بديم!

  برای خودم
۱)برای اينکه ما بچه ها بفهميم که چه قدر مامانمون را دوست داريم و چه قدر بهش وابسته ايم (نه فقط وابستگی نيازی از لحاظ خورد و خوراکی که از لحاظ عاطفی و انرژی و محبت و اين چيزها) حتما لازم نيست که مامانی به يه سفر زيارتی بره و ازت دور باشه تا بهت ثابت بشه، اما اين جور شرايط ميتونه باعث بشه که ميزان عشقولانه ی مامان بابات را بهت نشون بده!

۲)حس خوبيه جوجه ی آشيونه ی دو کبوتری باشه که از عشق گرمه...فقط يه ايراد داره و اون اينکه انتظار داری وقتی خودت هم يه آشيونه برای خودت ساختی به همون گرمی آشيونه ی زمان جوجگانی بودنت باشه چيزی که فکر نميکنم به اين راحتی ها باشه چون به فرض دارا بودن پتانسيل لازم، باز برای بالا رفتن درجه، احتمالا زمانی به اندازه همون بزرگ شدن جوجه جوجگانی ها لازمه!   

/ 20 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ali

سلام دوست عزيز. بسيار مختصر اما مفيد و گويا نوشتی . برا آدمای تنبلی مثل من که کمتر مطالعه داره ُ اين نوشته مفيد بود. خلاصه اينکه دنيای غريبی است. مدعيان تمدن و ازادی ُ خود بدترين رفتار مخالف تمدن و ازادی را از خود بروز ميدهند . موفق و سربلند باشی. ضمنا منم آپديت کردم. منتظر حضورتون هستم

zinat

سلام نگاه عزيز/ كجايی ؟ / سبزترين شاخه ها آشيان تان باد / زينت

نقره اي

اوم .... کم پيدايی ...

Saeed

سلام. لطفا به سوال طرح شده در وبلاگ من پاسخ دهيد. به بخشی از آن يا تمامش. ممنون

حمید رضا (سبوی عشق )

سلام ، حالتون چطوره ؟ نقد و تفسیر جالب و خوندنیی بود خوشحالم از این دیدگاه باز و عمیقتون نسبت به این مسئله ... موفق باشید و همیشه زیر سایه ی پدر و مادر تون و عشقولانه ی اونا و به امید ایجاد اون پتانسیل لازم برای ایجاد یه آشیونه ی گرم گرم مثل زمان جوجه گی ....

!!~~ webolg open~~!!

همه اتفاقات اطراف ما محتاج هدفند و اهداف دو گونه اند يا با هدف خلقت يکی می شوند يا مغلوب رود خروشان زندگی می شوند.

شایان

کلمه ای که سارکوزی بکاربردRacaille یعنی پست وقابل تحقیر اون یک نژادپرسته بدتر از ژان ماری لوپن ولی مشکلی که عربهای فرانسه دارن اینکه خودشون نمی خواهند همرنگ جامعه بشن همون دو تا جوونی که مردن که مردنشون باعثش خودشون بودن پدراشون فرانسه بلد نبودن مسخره نیست آدم ملیت یک کشوری را داشته باشه ولی به زبان اونها آشنا نباشه؟ بحث طولانی شد هم عربها هم فرانسوی ها هر دو در این زمینه مقصرند

محمدصالح

اين لينک مربوط به تحليل يکی از دوستان است. اگه خواستی آن را هم بخوان: http://www.7ghofl.com/n.17/barge20.htm

امير

سلام ........... در مورد اعتراض ها دوست داشتم با اعتراض های ۱۹۶۸ هم مقايسه بشه ................. اما تمام حرفم در مورد اون قسمت «برای خودم» هست ............ منظورت رو خيلی خوب رسوندی .......... اما مطمئنم که به اون اندازه طول نمی کشه .......... چون فک ميکنم قابليت های تو بيشتر از کبوترهای دوره جوجگانيت هست .................. شاد باشی عزيز